tersest

[ایالات متحده]/tɜːs/
[بریتانیا]/tɜːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

مختصر; فشرده; کوتاه

جملات نمونه

Her terse response left him feeling uneasy.

پاسخ کوتاه و عصبی او باعث شد احساس ناامنی کند.

The manager's terse instructions made it clear what needed to be done.

دستورات کوتاه و مختصر مدیر به وضوح مشخص کرد چه کاری باید انجام شود.

He has a terse communication style that some find off-putting.

او سبک ارتباطی کوتاه و مختصر دارد که برخی آن را آزاردهنده می دانند.

The professor's terse feedback was difficult to interpret.

بازخورد کوتاه و مختصر استاد برای تفسیر دشوار بود.

She gave a terse nod before walking away.

او قبل از رفتن سر تکان داد.

The article was written in a terse and direct manner.

مقاله به روشی کوتاه و مستقیم نوشته شده بود.

His terse writing style is popular among readers who prefer brevity.

سبک نوشتاری کوتاه و مختصر او در بین خوانندگانی که ترجیح brevity می دهند محبوب است.

The CEO's terse email conveyed a sense of urgency.

ایمیل کوتاه و مختصر مدیرعامل حسی از فوریت را منتقل کرد.

The witness gave a terse account of what he saw.

شهود یک گزارش کوتاه و مختصر از آنچه دیده بود ارائه داد.

Despite his terse manner, he was actually quite friendly.

با وجود رفتار کوتاه و مختصر او، در واقعیت بسیار دوستانه بود.

نمونه‌های واقعی

I thought you were rather terse with her.

من فکر می‌کردم شما با او بسیار مختصر و جدی رفتار کردید.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

He whittled and listened, gave monosyllabic replies, and, when it was asked, terse advice.

او مشغول تراش‌کاری و گوش دادن بود، با پاسخ‌های یک‌هجا پاسخ می‌داد و وقتی از او سوال می‌شد، نصیحت‌های مختصر و مفید ارائه می‌داد.

منبع: The Call of the Wild

The first official reports of an accident off Russia's Arctic coast last Thursday were contradictory and terse.

اولین گزارش‌های رسمی از یک حادثه در سواحل آرکتیک روسیه در روز گذشته چهارشنبه متناقض و مختصر بودند.

منبع: NPR News August 2019 Collection

At half past, he heard Uncle Vernon and Aunt Petunia conversing in terse mutters in the living room.

ساعت ده و نیم بود که صدای نجواهای مختصر و کوتاه جدی و پتی‌اونیا را از اتاق نشیمن شنید.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

In the summer of 1848, a terse item appeared in many newspapers across Normandy.

در تابستان 1848، یک خبر کوتاه و مختصر در بسیاری از روزنامه‌های نورماندی منتشر شد.

منبع: Literature

The testy president declared a terse testimony to encourage the people to stand the test.

رئیس جمهور عصبی یک شهادت مختصر و مفید اعلام کرد تا مردم را تشویق کند که این آزمون را پشت سر بگذارند.

منبع: Pan Pan

The pact was formalized in a terse, little-noticed joint statement of the U.S. Chamber of Commerce and AFL-CIO published on Election Day.

این پیمان در یک بیانیه مشترک مختصر و کم‌توجهی از اتاق بازرگانی ایالات متحده و AFL-CIO که در روز انتخابات منتشر شد، رسمیت یافت.

منبع: Time

Jacot gave a few terse orders to the sergeant who saluted, turned upon his heel and returned to the men.

ژاکو چند دستور مختصر و مفید به سارجنت داد که سرش را بلند کرد، روی پاشنه پا چرخید و به سربازان بازگشت.

منبع: Son of Mount Tai (Part 1)

In a terse resignation letter, Kevin Sweeney said that after two years at the Pentagon, it was the right time to return to the private sector.

در یک نامه استعفای مختصر، کوین سوئی نی گفت که پس از دو سال در پنتاگون، زمان مناسبی برای بازگشت به بخش خصوصی است.

منبع: BBC Listening Compilation January 2019

And is it not on record that Henley once dashed across a manuscript the terse pronouncement, " I take no interest in childless women" ?

آیا در سوابق ثبت نشده است که هنلی یک بار با اعلامیه مختصر "من به زنانی که بچه‌دار نیستند علاقه ای ندارم" از روی دست‌نویس عبور کرد؟

منبع: Marriage and Love

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید