thalassic

[ایالات متحده]/θəˈlæs.ɪk/
[بریتانیا]/θəˈlæs.ɪk/

ترجمه

adj. مربوط به دریا یا اقیانوس

عبارات و ترکیب‌ها

thalassic ecosystem

زیست‌بوم دریایی

thalassic waters

آب‌های دریایی

thalassic environment

محیط دریایی

thalassic regions

مناطق دریایی

thalassic species

گونه‌های دریایی

thalassic habitats

زیستگاه‌های دریایی

thalassic research

تحقیقات دریایی

thalassic biodiversity

تنوع زیستی دریایی

thalassic influence

تاثیر دریایی

thalassic geology

زمین‌شناسی دریایی

جملات نمونه

the thalassic environment is crucial for marine biodiversity.

محیط تالاسیک برای تنوع زیستی دریایی بسیار مهم است.

thalassic ecosystems are often threatened by pollution.

زیست‌بوم‌های تالاسیک اغلب در معرض خطر آلودگی قرار دارند.

many thalassic species are adapted to life in saltwater.

بسیاری از گونه‌های تالاسیک برای زندگی در آب شور سازگار شده‌اند.

thalassic regions play a key role in global climate regulation.

مناطق تالاسیک نقش کلیدی در تنظیم آب و هوای جهانی ایفا می‌کنند.

research on thalassic habitats is essential for conservation efforts.

تحقیقات در مورد زیستگاه‌های تالاسیک برای تلاش‌های حفاظتی ضروری است.

thalassic currents influence weather patterns around the world.

جریانات تالاسیک الگوهای آب و هوایی را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهند.

understanding thalassic geology helps us find underwater resources.

درک زمین‌شناسی تالاسیک به ما کمک می‌کند منابع زیرآبی را پیدا کنیم.

thalassic zones are rich in nutrients that support marine life.

مناطق تالاسیک سرشار از مواد مغذی هستند که از حیات دریایی پشتیبانی می‌کنند.

many cultures have a thalassic heritage linked to the sea.

فرهنگ‌های بسیاری یک میراث تالاسیک مرتبط با دریا دارند.

thalassic research contributes to our understanding of ocean health.

تحقیقات تالاسیک به درک ما از سلامت اقیانوس کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید