thresholds

[ایالات متحده]/ˈθrɛʃhoʊldz/
[بریتانیا]/ˈθrɛʃhoʊldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع آستانه; ارزش بحرانی در فیزیک; توافق سطح در انگلیسی بریتانیایی; ورودی باند پرواز در هوانوردی

عبارات و ترکیب‌ها

crossing thresholds

عبور از مرزها

setting thresholds

تعیین آستانه‌ها

thresholds of pain

آستانه‌های درد

thresholds of change

آستانه‌های تغییر

thresholds of acceptance

آستانه‌های پذیرش

thresholds of risk

آستانه‌های خطر

lowering thresholds

کاهش آستانه‌ها

thresholds for entry

آستانه‌های ورود

thresholds of success

آستانه‌های موفقیت

exceeding thresholds

تجاوز از آستانه‌ها

جملات نمونه

she crossed the thresholds of the old house cautiously.

او با احتیاط از آستانه‌های خانه قدیمی عبور کرد.

the thresholds for admission to the program are quite high.

آستانه‌های ورود به برنامه بسیار زیاد است.

they are setting new thresholds for performance evaluation.

آنها در حال تعیین آستانه‌های جدید برای ارزیابی عملکرد هستند.

thresholds of pain vary from person to person.

آستانه‌های درد از شخص به شخص متفاوت است.

the thresholds of light can affect plant growth.

آستانه‌های نور می‌تواند بر رشد گیاهان تأثیر بگذارد.

he reached the thresholds of success after years of hard work.

او پس از سال‌ها تلاش سخت به آستانه‌های موفقیت رسید.

understanding emotional thresholds is important in relationships.

درک آستانه‌های عاطفی در روابط مهم است.

they are testing the thresholds of the new material.

آنها در حال آزمایش آستانه‌های ماده جدید هستند.

the thresholds of sound can impact our hearing.

آستانه‌های صدا می‌تواند بر شنوایی ما تأثیر بگذارد.

we need to lower the thresholds for community participation.

ما باید آستانه‌های مشارکت در جامعه را کاهش دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید