limits of time
محدودیتهای زمانی
push limits
تجاوز از محدودیتها
limits apply
محدودیتها اعمال میشوند
speed limits
محدودیت سرعت
limits set
محدودیتها تعیین شدهاند
beyond limits
فراتر از محدودیتها
legal limits
محدودیتهای قانونی
limits exceeded
محدودیتها تجاوز شده است
credit limits
محدودیت اعتبار
setting limits
تعیین محدودیتها
the speed limits on this highway are strictly enforced.
محدودیت سرعت در این اتوبان به شدت اعمال میشود.
we need to understand the limits of our current technology.
ما باید محدودیتهای فناوری فعلی خود را درک کنیم.
the company has placed limits on employee travel expenses.
شرکت محدودیتهایی را برای هزینههای سفر کارکنان تعیین کرده است.
pushing your body beyond its limits can lead to injury.
فشار دادن بدن خود فراتر از تواناییهایش میتواند منجر به آسیب شود.
there are legal limits to what a landlord can charge.
محدودیتهای قانونی برای آنچه یک موجد میتواند دریافت کند وجود دارد.
the project's budget has strict time and financial limits.
بودجه پروژه دارای محدودیتهای زمانی و مالی سختگیرانه است.
she tested the limits of his patience with her constant questions.
او با سؤالات مداوم خود صبر او را به چالش کشید.
the scientist explored the limits of human perception.
دانشمند محدودیتهای درک انسان را بررسی کرد.
the government imposed limits on foreign investment in the sector.
دولت محدودیتهایی را برای سرمایهگذاری خارجی در این بخش اعمال کرد.
what are the limits of this software's functionality?
محدودیتهای قابلیتهای این نرمافزار چیست؟
the doctor discussed the limits of the available treatment options.
پزشک محدودیتهای گزینههای درمانی موجود را مورد بحث قرار داد.
limits of time
محدودیتهای زمانی
push limits
تجاوز از محدودیتها
limits apply
محدودیتها اعمال میشوند
speed limits
محدودیت سرعت
limits set
محدودیتها تعیین شدهاند
beyond limits
فراتر از محدودیتها
legal limits
محدودیتهای قانونی
limits exceeded
محدودیتها تجاوز شده است
credit limits
محدودیت اعتبار
setting limits
تعیین محدودیتها
the speed limits on this highway are strictly enforced.
محدودیت سرعت در این اتوبان به شدت اعمال میشود.
we need to understand the limits of our current technology.
ما باید محدودیتهای فناوری فعلی خود را درک کنیم.
the company has placed limits on employee travel expenses.
شرکت محدودیتهایی را برای هزینههای سفر کارکنان تعیین کرده است.
pushing your body beyond its limits can lead to injury.
فشار دادن بدن خود فراتر از تواناییهایش میتواند منجر به آسیب شود.
there are legal limits to what a landlord can charge.
محدودیتهای قانونی برای آنچه یک موجد میتواند دریافت کند وجود دارد.
the project's budget has strict time and financial limits.
بودجه پروژه دارای محدودیتهای زمانی و مالی سختگیرانه است.
she tested the limits of his patience with her constant questions.
او با سؤالات مداوم خود صبر او را به چالش کشید.
the scientist explored the limits of human perception.
دانشمند محدودیتهای درک انسان را بررسی کرد.
the government imposed limits on foreign investment in the sector.
دولت محدودیتهایی را برای سرمایهگذاری خارجی در این بخش اعمال کرد.
what are the limits of this software's functionality?
محدودیتهای قابلیتهای این نرمافزار چیست؟
the doctor discussed the limits of the available treatment options.
پزشک محدودیتهای گزینههای درمانی موجود را مورد بحث قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید