heart throbbed
قلب میلرزید
pain throbbed
درد میلرزید
head throbbed
سر میلرزید
blood throbbed
خون میلرزید
throbbed with excitement
با هیجان میلرزید
throbbed in rhythm
با ریتم میلرزید
throbbed softly
به آرامی میلرزید
throbbed loudly
بلند میلرزید
throbbed continuously
به طور مداوم میلرزید
throbbed painfully
به طور دردناک میلرزید
my head throbbed after the long day at work.
بعد از روز طولانی در محل کار، سرم به شدت درد میکرد.
the music throbbed through the speakers, filling the room.
موسیقی از طریق بلندگوها پخش میشد و اتاق را پر میکرد.
her heart throbbed with excitement as she opened the letter.
قلبش با هیجان میتپید وقتی نامه را باز کرد.
the pain throbbed in his leg after the injury.
درد در پای او پس از آسیبدیدگی به شدت احساس میشد.
as the countdown began, anticipation throbbed in the air.
همانطور که شمارش معکوس آغاز شد، انتظار در هوا موج میزد.
her temples throbbed with stress from the deadline.
با توجه به مهلت مقرر، گیجگاههای او به دلیل استرس میدرد.
the bass throbbed in rhythm with the dance floor crowd.
صدای بیس با ریتم جمعیت در کف زمین میلرزید.
he could feel his pulse throb in his ears.
او میتوانست نبض خود را در گوشهایش احساس کند.
with each step, her heart throbbed louder in her chest.
با هر قدم، ضربان قلبش در سینهاش بلندتر میشد.
the city throbbed with life during the festival.
در طول جشنواره، شهر مملو از زندگی و جنب و جوش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید