throbed

[ایالات متحده]/[θrɒbd]/
[بریتانیا]/[θrɒbd]/

ترجمه

v. به تپش درآمدن یا ضربان زدن شدید و مکرر؛ احساس درد مداوم و ضربانی کردن.
v. (در مورد موسیقی) با ریتمی تپنده طنین انداز شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

heart throbed

با درد می‌لرزید

head throbed

به شدت می‌لرزید

temples throbed

به آرامی می‌لرزید

pulse throbed

دیگر سر من می‌لرزید

wound throbed

به طور پیوسته می‌لرزید

جملات نمونه

her head throbed with intense pain after the accident.

بعد از کنسرت پر سر و صدا، سرم به شدت درد می‌کرد.

the infected wound throbed painfully throughout the night.

یک درد مبهم در قسمت پایین کمرم می‌لرزید.

the bright neon sign throbed rhythmically in the darkness.

درد شدید و متناوب دندانم باعث می‌شد بیدار بمانم.

his heart throbed wildly when he saw her.

او یک حس لرزشی در مچ دستش احساس کرد.

the loud music throbed deep within his chest.

صدای بیس شدید و لرزشی از بلندگوها بسیار زیاد بود.

the bruise on his arm throbed with a dull ache.

ناحیه‌ی پیشانی‌ام به دلیل استرس و اضطراب می‌لرزید.

the city streets throbed with life and energy.

یک ریتم لرزشی کل زمین رقص را پر کرد.

a sharp pulse throbed persistently in his temple.

گرماي شدید و لرزشی صحرای طاقت‌فرسا بود.

the engine throbed powerfully as the car accelerated.

او انگشتانش را روی پیشانی‌اش که می‌لرزید فشار داد.

the abscess on the gum throbed with every heartbeat.

موتور سیکلت که با صدای بلند می‌لرزید از کنار رد شد.

tension throbed in the air during the meeting.

یک پالس لرزشی از انرژی از درون او عبور کرد.

her sprained ankle throbed uncomfortably inside her boot.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید