pulse

[ایالات متحده]/pʌls/
[بریتانیا]/pʌls/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربان منظم قلب یا شریان، به ویژه به عنوان احساس شده از طریق دیواره‌های شریان‌ها؛ یک لرزش واحد یا انفجار کوتاه صدا، جریان الکتریکی، نور یا موج دیگر.
vt. باعث ضربان یا تپش ریتمیک شدن؛ ارسال یک جریان ناگهانی و قوی از مایع یا صدای خاص.
vi. به صورت ریتمیک تپیدن یا ضربان داشتن؛ حرکت یا سفر در یک جهت خاص با ریتمی ثابت و منظم.

عبارات و ترکیب‌ها

Check the pulse

بررسی نبض

Weak pulse

نبض ضعیف

Irregular pulse

نبض نامنظم

Strong pulse

نبض قوی

Rapid pulse

نبض سریع

Slow pulse

نبض آهسته

pulse width

پهنای نبض

pulse generator

ژنراتور پالس

pulse width modulation

مدولاسیون عرض پالس

pulse wave

شکل موج نبض

pulse compression

فشرده‌سازی پالس

electromagnetic pulse

پالس الکترومغناطیسی

pressure pulse

نبض فشار

pulse duration

مدت پالس

pulse frequency

فرکانس نبض

optical pulse

نبض نوری

pulse energy

انرژی نبض

single pulse

نبض تکی

pulse pressure

فشار نبض

pulse rate

ضربان

pulse modulation

مدولاسیون پالس

narrow pulse

نبض ضعیف

pulse transformer

ترانس نبض

electric pulse

نبض الکتریکی

pulse shape

شکل نبض

electrical pulse

نبض الکتریکی

جملات نمونه

the pulse of the nation

نبض ملت

a pulse of current; a pulse of radiation.

یک نبض جریان؛ یک نبض تشعشع.

The patient’s pulse quickened.

نبض بیمار سریع شد.

a pulse rate of 40 bpm.

نرخ ضربان قلب 40 ضرب در دقیقه.

a two-tone pulse signal.

یک سیگنال نبض دو رنگ.

The child's pulse is now even.

اکنون نبض کودک منظم است.

My pulse beats normally.

نبض من به طور معمول می زند.

His pulse was at a hundred.

نبض او به صد رسید.

Then the effect is to steepen the flanks of the pulse spectrum.

سپس اثر آن تندتر کردن پهلوهای طیف پالس است.

felt the runner's pulse;

نبض دوچرخه سوار را احساس کرد؛

His pulse was at as high as a hundred.

نبض او تا صد بالا بود.

Two pulse generators, the Gaussian pulse generator and the monocycle generator, are designed, fabricated, and experimentally demonstrated.

دو تولید کننده پالس، تولید کننده پالس گاوسی و تولید کننده مونوسیکل، طراحی، ساخت و به صورت تجربی نشان داده شده اند.

inaudible pulses of high-frequency sound.

نبض‌های نامرئی با صدای با فرکانس بالا.

light pulses interfere constructively in a fibre to emit a pulse.

نبض‌های نور به صورت سازنده در یک فیبر تداخل می‌کنند تا یک پالس ساطع کنند.

the idea was enough to set my pulse racing .

این ایده به اندازه‌ای کافی بود که باعث افزایش نبض من شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید