throwbacks

[ایالات متحده]/ˈθrəʊbæks/
[بریتانیا]/ˈθroʊbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازگشت به یک وضعیت یا شکل قبلی؛ افت‌ها؛ موانع؛ پسرفت‌های عمده

عبارات و ترکیب‌ها

nostalgic throwbacks

بازگشت‌های نوستالژیک

musical throwbacks

بازگشت‌های موسیقیایی

fashion throwbacks

بازگشت‌های مد

throwbacks to

بازگشت به

childhood throwbacks

بازگشت‌های دوران کودکی

throwbacks era

دوران بازگشت‌ها

throwbacks moments

لحظات بازگشت‌ها

throwbacks vibes

فضای بازگشت‌ها

throwbacks trends

ترندهای بازگشت‌ها

throwbacks feelings

احساسات بازگشت‌ها

جملات نمونه

throwbacks to the 90s are trending in fashion.

بازگشت به دهه ۹۰ در دنیای مد در حال ترند شدن است.

her social media is full of throwbacks from college.

شبکه‌های اجتماعی او پر از عکس‌های قدیمی از دوران دانشگاه است.

we love sharing throwbacks during our family gatherings.

ما عاشق به اشتراک گذاشتن عکس‌های قدیمی در دورهمی‌های خانوادگی هستیم.

throwbacks can evoke strong memories of the past.

عکس‌های قدیمی می‌توانند خاطرات قوی از گذشته را زنده کنند.

his throwbacks remind us of simpler times.

عکس‌های قدیمی او ما را به یاد روزهای ساده‌تر می‌اندازد.

throwbacks are often used in marketing campaigns.

عکس‌های قدیمی اغلب در کمپین‌های بازاریابی استفاده می‌شوند.

she posted some throwbacks from her travels last year.

او سال گذشته عکس‌های قدیمی از سفرش را منتشر کرد.

throwbacks can bridge the gap between generations.

عکس‌های قدیمی می‌توانند شکاف بین نسل‌ها را پر کنند.

we often have throwbacks to our childhood at reunions.

ما اغلب در دورهمی‌ها به دوران کودکی خود فکر می‌کنیم.

throwbacks in music can bring back old favorites.

عکس‌های قدیمی در موسیقی می‌توانند آهنگ‌های مورد علاقه قدیمی را به یاد آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید