thyroiditis

[ایالات متحده]/ˌθaɪrɔɪˈdaɪtɪs/
[بریتانیا]/ˌθaɪrɔɪˈdaɪtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب غده تیروئید

عبارات و ترکیب‌ها

autoimmune thyroiditis

تیروییدیت خودایمنی

chronic thyroiditis

تیروییدیت مزمن

subacute thyroiditis

تیروییدیت زیر حاد

hashimoto thyroiditis

تیروییدیت هاشیموتو

thyroiditis symptoms

علائم تیروییدیت

thyroiditis treatment

درمان تیروییدیت

thyroiditis diagnosis

تشخیص تیروییدیت

postpartum thyroiditis

تیروییدیت پس از زایمان

thyroiditis causes

علت های تیروییدیت

infectious thyroiditis

تیروییدیت عفونی

جملات نمونه

thyroiditis can cause fatigue and weight changes.

تیروئیدیت می تواند باعث خستگی و تغییرات وزن شود.

patients with thyroiditis often experience neck pain.

بیماران مبتلا به تیروئیدیت اغلب درد گردن را تجربه می کنند.

diagnosis of thyroiditis usually involves blood tests.

تشخیص تیروئیدیت معمولاً شامل آزمایش خون است.

chronic thyroiditis can lead to hypothyroidism.

تیروئیدیت مزمن می تواند منجر به کم کاری تیروئید شود.

symptoms of thyroiditis may vary from person to person.

علائم تیروئیدیت ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

autoimmune thyroiditis is a common form of the disease.

تیروئیدیت خودایمنی یک شکل شایع از این بیماری است.

effective treatment for thyroiditis often includes medication.

درمان موثر برای تیروئیدیت اغلب شامل داروها می شود.

regular monitoring is essential for patients with thyroiditis.

نظارت منظم برای بیماران مبتلا به تیروئیدیت ضروری است.

thyroiditis can be triggered by infections or stress.

تیروئیدیت می تواند توسط عفونت یا استرس تحریک شود.

many people with thyroiditis require lifelong management.

بسیاری از افراد مبتلا به تیروئیدیت نیاز به مدیریت طولانی مدت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید