thyroids

[ایالات متحده]/ˈθaɪrɔɪdz/
[بریتانیا]/ˈθaɪrɔɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تیروئید; غضروف تیروئید; عامل تیروئید; پودر تیروئید

عبارات و ترکیب‌ها

thyroids function

عمل تیروئید

thyroids health

سلامت تیروئید

thyroids test

تست تیروئید

thyroids levels

سطح تیروئید

thyroids disease

بیماری تیروئید

thyroids medication

داروی تیروئید

thyroids ultrasound

سونوگرافی تیروئید

thyroids surgery

جراحی تیروئید

thyroids specialist

متخصص تیروئید

thyroids hormone

هورمون تیروئید

جملات نمونه

thyroids play a crucial role in regulating metabolism.

تیروئیدها نقش حیاتی در تنظیم متابولیسم ایفا می‌کنند.

many people suffer from thyroid disorders.

بسیاری از افراد از اختلالات تیروئید رنج می‌برند.

regular check-ups can help detect thyroid issues early.

معاینات منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام مشکلات تیروئید کمک کند.

thyroid hormones are essential for growth and development.

هورمون‌های تیروئید برای رشد و توسعه ضروری هستند.

hypothyroidism can lead to fatigue and weight gain.

کم‌کاری تیروئید می‌تواند منجر به خستگی و افزایش وزن شود.

symptoms of thyroid dysfunction may vary widely.

علائم اختلال عملکرد تیروئید ممکن است بسیار متفاوت باشند.

thyroid tests are often part of routine health screenings.

تست‌های تیروئید اغلب بخشی از غربالگری‌های بهداشتی روتین هستند.

proper diet can support healthy thyroid function.

رژیم غذایی مناسب می‌تواند از عملکرد سالم تیروئید حمایت کند.

thyroid cancer is relatively rare but serious.

سرطان تیروئید نسبتاً نادر است اما جدی است.

medication can help manage thyroid imbalances effectively.

دارو می‌تواند به طور موثر به مدیریت عدم تعادل تیروئید کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید