tiddlers

[ایالات متحده]/ˈtɪdləz/
[بریتانیا]/ˈtɪdlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی کوچک (به ویژه مینوزها)؛ چیزهای بسیار کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

little tiddlers

تیدلرهای کوچک

tiddlers swimming

تیدلرهایی که شنا می‌کنند

catching tiddlers

گرفتن تیدلرها

tiddlers in ponds

تیدلرها در برکه‌ها

tiddlers for sale

تیدلرها برای فروش

tiddlers and fries

تیدلرها و سیب‌زمینی سرخ‌کرده

feeding tiddlers

تغذیه تیدلرها

tiddlers galore

تیدلرها فراوان

tiddlers in tanks

تیدلرها در مخازن

tiny tiddlers

تیدلرهای بسیار کوچک

جملات نمونه

we caught a few tiddlers while fishing at the lake.

ما چند تا ماهی کوچک در حین ماهیگیری در دریاچه صید کردیم.

the children were excited to see the tiddlers swimming in the pond.

کودکان از دیدن ماهی‌های کوچک شنا کردن در برکه هیجان‌زده بودند.

he always releases the tiddlers back into the water.

او همیشه ماهی‌های کوچک را دوباره به آب باز می‌گرداند.

tiddlers are often found in shallow waters.

ماهی‌های کوچک اغلب در آب‌های کم‌عمق یافت می‌شوند.

she enjoys observing the tiddlers in her aquarium.

او از تماشای ماهی‌های کوچک در آکواریوم خود لذت می‌برد.

fishing for tiddlers can be a fun activity for kids.

ماهیگیری برای ماهی‌های کوچک می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده برای کودکان باشد.

we used bread to attract the tiddlers to the surface.

ما از نان برای جذب ماهی‌های کوچک به سطح استفاده کردیم.

the tiddlers darted around the rocks in the stream.

ماهی‌های کوچک به سرعت در اطراف سنگ‌های جریان آب حرکت می‌کردند.

after the rain, the tiddlers seemed more active in the puddles.

بعد از باران، ماهی‌های کوچک فعال‌تر در چاله ها به نظر می‌رسیدند.

he told stories about his adventures catching tiddlers as a child.

او داستان‌هایی در مورد ماجراهای صید ماهی‌های کوچک در دوران کودکی خود تعریف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید