titoists

[ایالات متحده]/ˈtiːtəʊɪst/
[بریتانیا]/ˈtiːtoʊɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامی یا پیرو تیتویسم
adj. مربوط به یا مشخصه تیتویسم

عبارات و ترکیب‌ها

titoist ideology

ایدئولوژی تیتویی

titoist movement

جنبش تیتویی

titoist policies

خط مشی های تیتویی

titoist legacy

میراث تیتویی

titoist regime

رژیم تیتویی

titoist principles

اصول تیتویی

titoist state

کشور تیتویی

titoist era

عصر تیتویی

titoist unity

وحدت تیتویی

titoist socialism

سوسیالیسم تیتویی

جملات نمونه

he identified himself as a titoist during the debate.

او در طول بحث خود را به عنوان یک تیتوییست معرفی کرد.

the titoist movement gained popularity in the 20th century.

جنبش تیتوییست در قرن بیستم محبوبیت کسب کرد.

many titoists advocate for a non-aligned foreign policy.

بسیاری از تیتوییست ها از سیاست خارجی غیرمتعهد حمایت می کنند.

her research focuses on titoist ideology and its impact.

تحقیقات او بر ایدئولوژی تیتوییست و تأثیر آن متمرکز است.

the titoist approach emphasizes unity among diverse groups.

رویکرد تیتوییست بر وحدت بین گروه های متنوع تأکید دارد.

he was inspired by titoist principles in his political career.

او در طول دوران سیاسی خود از اصول تیتوییست الهام گرفت.

critics argue that titoist policies were often authoritarian.

منتقدان استدلال می کنند که سیاست های تیتوییست اغلب اقتدارگرایانه بودند.

the titoist legacy still influences politics in the region.

میراث تیتوییست هنوز بر سیاست در منطقه تأثیر می گذارد.

understanding titoist history is essential for political studies.

درک تاریخچه تیتوییست برای مطالعات سیاسی ضروری است.

some scholars view titoist practices as a model for socialism.

برخی از محققان از عملکردهای تیتوییست به عنوان الگویی برای سوسیالیسم نگاه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید