tonsils

[ایالات متحده]/ˈtɒnsəlz/
[بریتانیا]/ˈtɑːnsəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دو ارگان کوچک در گلو که به مبارزه با عفونت‌ها کمک می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

enlarged tonsils

بزرگ شدن غدد مقعدی

tonsils removal

برداشتن غدد مقعدی

inflamed tonsils

غدد مقعدی ملتهب

tonsils infection

عفونت غدد مقعدی

tonsils surgery

جراحی غدد مقعدی

swollen tonsils

غدد مقعدی متورم

tonsils check

بررسی غدد مقعدی

tonsils pain

درد غدد مقعدی

tonsils condition

وضعیت غدد مقعدی

tonsils treatment

درمان غدد مقعدی

جملات نمونه

my doctor recommended that i get my tonsils removed.

پزشک من توصیه کرد که باید تونسيل‌هایم را خارج کنم.

she had a sore throat because her tonsils were inflamed.

او به دلیل التهاب تونسيل‌هایش گلو درد داشت.

children often have their tonsils taken out to prevent infections.

بچه‌ها اغلب برای جلوگیری از عفونت، تونسيل‌های خود را خارج می‌کنند.

his tonsils were swollen, making it difficult to swallow.

تونسيل‌هایش متورم شده بودند و باعث می‌شدند به سختی قضاوت کند.

tonsillectomy is a common procedure for recurring throat issues.

تونسيلکتومی یک روش معمول برای مشکلات گلو که به طور مکرر عود می‌کنند، است.

after the tonsil surgery, she had to rest for a week.

پس از جراحی تونسيل، او باید یک هفته استراحت می‌کرد.

he complained about pain in his tonsils for several days.

او در مورد درد در تونسيل‌هایش به مدت چند روز شکایت کرد.

her doctor said her tonsils were too large for her age.

پزشک او گفت که تونسيل‌هایش برای سنش خیلی بزرگ هستند.

some people have chronic tonsillitis that requires treatment.

برخی افراد دچار تونسيليت مزمن می‌شوند که نیاز به درمان دارد.

he was relieved when his tonsil infection finally cleared up.

او از رفع عفونت تونسيلش خرسند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید