loud touters
فریادگران بلند
persistent touters
فریادگران پیگیر
local touters
فریادگران محلی
street touters
فریادگران خیابانی
aggressive touters
فریادگران تندرو
online touters
فریادگران آنلاین
free touters
فریادگران رایگان
new touters
فریادگران جدید
friendly touters
فریادگران دوستانه
many touters promote their services online.
بسیاری از بازاریابها خدمات خود را به صورت آنلاین تبلیغ میکنند.
some touters use aggressive marketing tactics.
برخی از بازاریابها از تاکتیکهای بازاریابی تهاجمی استفاده میکنند.
he was warned about the touters at the event.
به او در مورد بازاریابها در آن رویداد هشدار داده شد.
touters often exaggerate their product benefits.
بازاریابها اغلب مزایای محصول خود را اغراقآمیز نشان میدهند.
it's important to recognize touters in the market.
تشخیص بازاریابها در بازار مهم است.
she learned to avoid touters while shopping.
او یاد گرفت که هنگام خرید از بازاریابها اجتناب کند.
touters can sometimes be very persuasive.
بازاریابها گاهی اوقات میتوانند بسیار متقاعدکننده باشند.
he reported the touters to the authorities.
او بازاریابها را به مقامات گزارش کرد.
many touters work on commission-based pay.
بسیاری از بازاریابها بر اساس کمیسیون کار میکنند.
touters can be found in various industries.
بازاریابها را میتوان در صنایع مختلف یافت.
loud touters
فریادگران بلند
persistent touters
فریادگران پیگیر
local touters
فریادگران محلی
street touters
فریادگران خیابانی
aggressive touters
فریادگران تندرو
online touters
فریادگران آنلاین
free touters
فریادگران رایگان
new touters
فریادگران جدید
friendly touters
فریادگران دوستانه
many touters promote their services online.
بسیاری از بازاریابها خدمات خود را به صورت آنلاین تبلیغ میکنند.
some touters use aggressive marketing tactics.
برخی از بازاریابها از تاکتیکهای بازاریابی تهاجمی استفاده میکنند.
he was warned about the touters at the event.
به او در مورد بازاریابها در آن رویداد هشدار داده شد.
touters often exaggerate their product benefits.
بازاریابها اغلب مزایای محصول خود را اغراقآمیز نشان میدهند.
it's important to recognize touters in the market.
تشخیص بازاریابها در بازار مهم است.
she learned to avoid touters while shopping.
او یاد گرفت که هنگام خرید از بازاریابها اجتناب کند.
touters can sometimes be very persuasive.
بازاریابها گاهی اوقات میتوانند بسیار متقاعدکننده باشند.
he reported the touters to the authorities.
او بازاریابها را به مقامات گزارش کرد.
many touters work on commission-based pay.
بسیاری از بازاریابها بر اساس کمیسیون کار میکنند.
touters can be found in various industries.
بازاریابها را میتوان در صنایع مختلف یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید