townswomen

[ایالات متحده]/ˈtaʊnzwɪmɪn/
[بریتانیا]/ˈtaʊnzwɪmɪn/

ترجمه

n. ساکنان زن یک شهر

عبارات و ترکیب‌ها

townswomen gathering

گرد همی زنانان شهر

townswomen meeting

جلسه زنان شهر

townswomen support

حمایت زنان شهر

townswomen group

گروه زنان شهر

townswomen organization

سازمان زنان شهر

townswomen event

رویداد زنان شهر

townswomen network

شبکه زنان شهر

townswomen leaders

رهبران زنان شهر

townswomen alliance

ائتلاف زنان شهر

townswomen initiative

ابتکار زنان شهر

جملات نمونه

the townswomen gathered at the market every saturday.

زنان شهر هر شنبه در بازار جمع می شدند.

many townswomen participated in the community event.

بسیاری از زنان شهر در رویدادهای محلی شرکت کردند.

the townswomen shared their recipes at the cooking class.

زنان شهر دستور العمل های خود را در کلاس آشپزی به اشتراک گذاشتند.

townswomen often organize charity events to help others.

زنان شهر اغلب رویدادهای خیریه برای کمک به دیگران برگزار می کنند.

the townswomen formed a book club to discuss literature.

زنان شهر یک باشگاه کتاب برای بحث در مورد ادبیات تشکیل دادند.

during the festival, the townswomen wore traditional dresses.

در طول جشنواره، زنان شهر لباس های سنتی پوشیدند.

the townswomen helped each other with childcare and household chores.

زنان شهر به یکدیگر در مراقبت از کودکان و کارهای خانه کمک می کردند.

townswomen often volunteer at the local shelter.

زنان شهر اغلب به طور داوطلبانه در پناهگاه محلی کمک می کنند.

many townswomen are skilled in various crafts and trades.

بسیاری از زنان شهر در مشاغل و تجارت های مختلف مهارت دارند.

the townswomen celebrated their achievements at the annual gathering.

زنان شهر دستاوردهای خود را در گردهمایی سالانه جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید