trainees

[ایالات متحده]/treɪˈniːz/
[بریتانیا]/treɪˈniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخدام‌های جدید یا افرادی که در حال آموزش هستند؛ کارآموزان یا افرادی که در حال آموزش هستند

عبارات و ترکیب‌ها

new trainees

آموزش‌دیدگان جدید

senior trainees

آموزش‌دیدگان ارشد

trainees feedback

بازخورد آموزش‌دیدگان

trainees program

برنامه آموزشی

trainees assessment

ارزیابی آموزش‌دیدگان

trainees orientation

معرفی آموزش‌دیدگان

trainees evaluation

ارزیابی آموزش‌دیدگان

trainees workshop

کارگاه آموزشی

trainees mentor

راهنمای آموزش‌دیدگان

trainees meeting

جلسه آموزش‌دیدگان

جملات نمونه

the trainees are eager to learn new skills.

آموزش‌دیدگان مشتاق یادگیری مهارت‌های جدید هستند.

our company provides support for trainees during their internship.

شرکت ما از آموزش‌دیدگان در طول دوره کارآموزی‌شان پشتیبانی می‌کند.

trainees will receive feedback on their performance.

آموزش‌دیدگان بازخورد در مورد عملکرد خود دریافت خواهند کرد.

experienced mentors guide the trainees throughout the program.

مربیان باتجربه آموزش‌دیدگان را در طول برنامه راهنمایی می‌کنند.

the trainees participated in a team-building exercise.

آموزش‌دیدگان در یک فعالیت تیم‌سازی شرکت کردند.

we organized a workshop specifically for the trainees.

ما به طور خاص برای آموزش‌دیدگان یک کارگاه آموزشی برگزار کردیم.

trainees are encouraged to ask questions during the training.

از آموزش‌دیدگان تشویق می‌شود در طول آموزش سؤال بپرسند.

successful trainees may be offered full-time positions.

آموزش‌دیدگان موفق ممکن است شغل تمام وقت دریافت کنند.

the program aims to develop the trainees' leadership skills.

هدف این برنامه توسعه مهارت‌های رهبری آموزش‌دیدگان است.

networking opportunities are available for the trainees.

فرصت‌های شبکه‌سازی برای آموزش‌دیدگان در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید