tranny

[ایالات متحده]/ˈtræni/
[بریتانیا]/ˈtræni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رادیو ترانزیستوری
Word Forms
جمعtrannies

عبارات و ترکیب‌ها

tranny car

ماشین ترانزیتی

tranny fluid

روغن ترانزیتی

tranny shop

فروشگاه ترانزیتی

tranny repair

تعمیرات ترانزیتی

tranny parts

قطعات ترانزیتی

tranny service

سرویس ترانزیتی

tranny problems

مشکلات ترانزیتی

tranny upgrade

ارتقاء ترانزیتی

tranny diagnostics

تشخیص ترانزیتی

tranny check

بررسی ترانزیتی

جملات نمونه

she is a talented tranny performer.

او یک بازیگر ترنس جذاب و بااستعداد است.

many people attended the tranny pride parade.

بسیاری از مردم در رژه غرور ترنس شرکت کردند.

he identifies as a tranny and is proud of it.

او به عنوان یک ترنس شناخته می شود و به آن افتخار می کند.

the documentary featured stories from various trannies.

فیلم مستند داستان‌هایی از ترنس‌های مختلف را به تصویر می‌کشید.

she often shares her experiences as a tranny online.

او اغلب تجربیات خود را به عنوان یک ترنس به صورت آنلاین به اشتراک می گذارد.

they organized a support group for trannies.

آنها یک گروه حمایتی برای ترنس‌ها سازماندهی کردند.

tranny rights are an important topic in today's society.

حقوق ترنس یک موضوع مهم در جامعه امروز است.

he has faced challenges as a tranny in the workplace.

او به عنوان یک ترنس در محل کار با چالش هایی روبرو بوده است.

many trannies are advocating for better healthcare access.

بسیاری از ترنس‌ها برای دسترسی بهتر به مراقبت‌های بهداشتی تلاش می‌کنند.

she wrote a book about her journey as a tranny.

او کتابی در مورد سفر خود به عنوان یک ترنس نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید