tranquillizers

[ایالات متحده]/træŋˈkwɪl.aɪ.zəz/
[بریتانیا]/træŋˈkwɪl.ɪˌzaɪ.zərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داروهایی که آرامش ایجاد می‌کنند یا اضطراب را کاهش می‌دهند

جملات نمونه

some patients require tranquillizers to manage their anxiety.

برخی از بیماران برای مدیریت اضطراب خود به آرام‌بخش نیاز دارند.

doctors often prescribe tranquillizers for severe insomnia.

پزشکان اغلب آرام‌بخش را برای بی‌خوابی شدید تجویز می‌کنند.

tranquillizers can help calm the nerves before a big presentation.

آرام‌بخش‌ها می‌توانند به آرامش اعصاب قبل از یک ارائه بزرگ کمک کنند.

he felt that he needed tranquillizers to cope with the stress.

او احساس کرد که برای مقابله با استرس به آرام‌بخش نیاز دارد.

some people misuse tranquillizers for recreational purposes.

برخی افراد از آرام‌بخش‌ها برای اهداف تفریحی سوء استفاده می‌کنند.

long-term use of tranquillizers can lead to dependency.

مصرف طولانی مدت آرام‌بخش‌ها می‌تواند منجر به وابستگی شود.

tranquillizers should be taken only under a doctor's supervision.

آرام‌بخش‌ها فقط باید تحت نظر پزشک مصرف شوند.

she was prescribed tranquillizers to help with her panic attacks.

به او آرام‌بخش تجویز شد تا به مقابله با حملات پانیکش کمک کند.

he decided to stop taking tranquillizers after realizing their side effects.

او پس از متوجه شدن عوارض جانبی آنها تصمیم گرفت مصرف آرام‌بخش را قطع کند.

tranquillizers can be effective in treating certain mental health disorders.

آرام‌بخش‌ها می‌توانند در درمان برخی اختلالات سلامت روان موثر باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید