transferability

[ایالات متحده]/ˌtrænsfərə'bɪlətɪ/
[بریتانیا]/ˌtrænzfərə'bɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا توانایی انتقال یا جابجایی به مکان دیگری

جملات نمونه

The transferability of skills is crucial in today's job market.

انتقال‌پذیری مهارت‌ها در بازار کار امروز بسیار مهم است.

She demonstrated the transferability of her knowledge by excelling in various fields.

او با برتری در زمینه‌های مختلف، توانایی انتقال دانش خود را نشان داد.

Transferability of credits allows students to continue their education seamlessly.

امکان انتقال واحدها به دانشجویان این امکان را می‌دهد که تحصیلات خود را بدون وقفه ادامه دهند.

The transferability of the software license is subject to certain conditions.

انتقال مجوز نرم‌افزار تابع شرایط خاصی است.

His experience in customer service has high transferability to a sales role.

تجربه او در خدمات مشتری‌محور، قابلیت انتقال بالایی به نقش فروش دارد.

Transferability of knowledge between different industries can lead to innovation.

انتقال دانش بین صنایع مختلف می‌تواند منجر به نوآوری شود.

The transferability of funds between accounts is restricted to a certain limit.

انتقال وجه بین حساب‌ها به یک سقف مشخص محدود شده است.

Understanding the transferability of language skills can help in learning new languages.

درک قابلیت انتقال مهارت‌های زبانی می‌تواند در یادگیری زبان‌های جدید کمک کند.

The transferability of leadership qualities is essential for effective team management.

قابلیت انتقال ویژگی‌های رهبری برای مدیریت مؤثر تیم ضروری است.

Transferability of data from one device to another is becoming easier with advanced technology.

انتقال داده‌ها از یک دستگاه به دستگاه دیگر با فناوری پیشرفته آسان‌تر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید