transformational grammar
گرامر تبدیل
the transformational rules map deep structures into surface structures.
قواعد دگرگونی، ساختارهای عمیق را به ساختارهای سطحی نگاشت میکنند.
The company underwent a transformational change.
شرکت یک تغییر دگرگونکننده را تجربه کرد.
She is a transformational coach who helps people achieve their goals.
او یک مربی دگرگونکننده است که به مردم کمک میکند تا به اهداف خود برسند.
The new software brought about a transformational impact on the industry.
نرمافزار جدید تأثیر دگرگونکنندهای بر صنعت داشت.
The organization is going through a transformational process to improve efficiency.
سازمان در حال گذراندن یک فرآیند دگرگونکننده برای بهبود کارایی است.
The new CEO implemented a transformational change in the company culture.
مدیرعامل جدید یک تغییر دگرگونکننده در فرهنگ شرکت ایجاد کرد.
Studying abroad can be a transformational experience for many students.
مطالعه در خارج از کشور میتواند یک تجربه دگرگونکننده برای بسیاری از دانشجویان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید