translocatory

[ایالات متحده]/trænsˈlɒkətri/
[بریتانیا]/trænsˈlɑːkətɔːri/

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل جابجایی؛ متعلق به یا مربوط به انتقال چیزی از یک مکان به مکان دیگر

جملات نمونه

the translocatory behavior of proteins across the membrane is crucial for cellular function.

رفتار انتقال‌دهنده پروتئین‌ها از طریق غشا برای عملکرد سلولی بسیار مهم است.

scientists discovered a new translocatory mechanism that facilitates dna transfer between cells.

دانشمندان یک مکانیسم انتقال‌دهنده جدید کشف کردند که انتقال DNA بین سلول‌ها را تسهیل می‌کند.

the translocatory process involves multiple molecular steps that require specific enzymes.

فرآیند انتقال‌دهنده شامل چندین مرحله مولکولی است که به آنزیم‌های خاصی نیاز دارد.

abnormal translocatory activity has been linked to neurodegenerative disorders in recent studies.

فعالیت غیرطبیعی انتقال‌دهنده در مطالعات اخیر با اختلالات عصبی‌تخریب‌کننده مرتبط شده است.

the translocatory function of mitochondria is essential for cellular energy production.

عملکرد انتقال‌دهنده میتوکندری برای تولید انرژی سلولی ضروری است.

researchers are studying the translocatory system in plant cells to improve crop resistance.

محققان در حال مطالعه سیستم انتقال‌دهنده در سلول‌های گیاهی برای بهبود مقاومت محصول هستند.

understanding protein translocatory pathways could lead to breakthrough treatments for genetic diseases.

درک مسیرهای انتقال‌دهنده پروتئین می‌تواند منجر به درمان‌های پیشرو برای بیماری‌های ژنتیکی شود.

the translocatory capacity of cells diminishes significantly during the aging process.

ظرفیت انتقال‌دهنده سلول‌ها در طول فرآیند پیری به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

translocatory dynamics involve complex interactions between multiple cellular components.

پویایی انتقال‌دهنده شامل تعاملات پیچیده بین چندین جزء سلولی است.

the translocatory transport of molecules across nuclear membranes requires precise signaling.

حمل مولکول‌ها از طریق غشاهای هسته‌ای با استفاده از انتقال‌دهنده به سیگنالینگ دقیق نیاز دارد.

translocatory movement of ions generates the electrical potential necessary for nerve signaling.

حرکت انتقال‌دهنده یون‌ها، پتانسیل الکتریکی لازم برای سیگنالینگ عصبی را ایجاد می‌کند.

a critical translocatory defect was identified in patients with impaired immune response.

یک نقص حیاتی در انتقال‌دهنده در بیماران با پاسخ ایمنی مختل شناسایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید