transoceanic

[ایالات متحده]/ˌtrænzəʊˈiːənɪk/
[بریتانیا]/ˌtrænzoʊˈiːənɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا واقع در طرف دیگر یک اقیانوس

عبارات و ترکیب‌ها

transoceanic travel

سفر بین اقیانوسی

transoceanic shipping

حمل و نقل بین اقیانوسی

transoceanic flights

پروازهای بین اقیانوسی

transoceanic cable

کابل بین اقیانوسی

transoceanic trade

تجارت بین اقیانوسی

transoceanic routes

مسیرهای بین اقیانوسی

transoceanic connections

اتصالات بین اقیانوسی

transoceanic partnerships

همکاری‌های بین اقیانوسی

transoceanic agreements

توافقات بین اقیانوسی

transoceanic logistics

تدارکات بین اقیانوسی

جملات نمونه

the transoceanic flight took over twelve hours.

پرواز فراتریاقه‌ای بیش از دوازده ساعت طول کشید.

transoceanic trade routes have existed for centuries.

مسیرهای تجاری فراتریاقه‌ای برای قرن‌ها وجود داشته‌اند.

many transoceanic cables connect continents.

کابل‌های فراتریاقه‌ای زیادی قاره‌ها را به هم متصل می‌کنند.

transoceanic shipping is vital for global commerce.

حمل و نقل فراتریاقه‌ای برای تجارت جهانی حیاتی است.

he specializes in transoceanic logistics and supply chain management.

او در زمینه لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین فراتریاقه‌ای تخصص دارد.

transoceanic migrations have shaped human history.

مهاجرت‌های فراتریاقه‌ای شکل‌دهنده تاریخ بشر بوده‌اند.

she is studying the effects of transoceanic climate change.

او در حال مطالعه اثرات تغییرات آب و هوای فراتریاقه‌ای است.

transoceanic communication has improved with technology.

ارتباطات فراتریاقه‌ای با پیشرفت فناوری بهبود یافته‌اند.

he took a transoceanic cruise for his vacation.

او برای تعطیلات خود یک سفر کروز فراتریاقه‌ای انجام داد.

transoceanic partnerships can lead to new opportunities.

همکاری‌های فراتریاقه‌ای می‌توانند منجر به فرصت‌های جدید شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید