transparentnesses

[ایالات متحده]/trænsˈpærəntnəsɪz/
[بریتانیا]/trænsˈpærəntnəsɪz/

ترجمه

n. خصوصیات بودن شفاف فیزیکی یا اجازه دادن نور عبور کند؛ خصوصیات بودن باز، صادقانه یا آسان درک شدن.

جملات نمونه

the transparentnesses of the various glass samples were compared.

شفافیت‌های نمونه‌های مختلف شیشه مقایسه شد.

we must evaluate the transparentnesses of all financial transactions.

باید شفافیت‌های تمام معاملات مالی را ارزیابی کنیم.

the study analyzed the transparentnesses in government communications.

این مطالعه شفافیت‌های در ارتباطات دولتی را تحلیل کرد.

different plastics exhibit unique transparentnesses under light.

پلاستیک‌های مختلف شفافیت‌های منحصر به فردی زیر نور نشان می‌دهند.

artists often explore the transparentnesses of watercolors in layers.

هنرمندان اغلب شفافیت‌های رنگ‌های آبی را در لایه‌ها مورد بررسی قرار می‌دهند.

the transparentnesses of these packaging materials are strictly regulated.

شفافیت‌های این مواد بسته‌بندی به طور سختگیرانه تنظیم شده‌اند.

scholars debated the transparentnesses of the new trade policies.

دانشمندان در مورد شفافیت‌های سیاست‌های تجاری جدید بحث کردند.

the report details the transparentnesses observed in corporate governance.

این گزارش شفافیت‌های مشاهده شده در حکمرانی شرکتی را جزئیات می‌دهد.

technology improves the transparentnesses of complex supply chains.

فناوری شفافیت‌های زنجیره‌های تأمین کالا پیچیده را بهبود می‌بخشد.

the jeweler examined the transparentnesses of several gemstones.

جواهر فروش شفافیت‌های چند گوهر را بررسی کرد.

consumers demand greater transparentnesses regarding product ingredients.

مصرف کنندگان شفافیت‌های بیشتری در مورد اجزای محصولات را خواستارند.

the experiment measured the transparentnesses of the liquid solutions.

این آزمایش شفافیت‌های محلول‌های مایع را اندازه گیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید