set traps
گذاشتن تله
avoid traps
اجتناب از تله
trapped animal
حیوان گرفتار شده
fall into traps
افتادن در تله
traps and snares
تله ها و دام ها
mouse traps
تله موش
trapped inside
درون گرفتار شده
trapping rain
گرفتن باران
traps the heat
گرمای آن را به دام می اندازد
trapped feeling
احساس گرفتار شدن
the bear walked right into a clever trap.
خرس درست وسط یک تله زیرکانه رفت.
be careful not to fall into the trap of believing everything you read.
مراقب باشید در تله باور کردن همه چیزها نیفتید.
the company set traps to catch the thieves.
شرکت برای به دام انداختن دزدان تله گذاشت.
he sprung a trap on the unsuspecting victim.
او یک تله را روی قربانی غافلگیر کرده فعال کرد.
avoid the trap of procrastination and start working now.
از تله تعلل دوری کنید و اکنون شروع به کار کنید.
the snow concealed hidden traps beneath.
برف تلههای پنهان را زیر خود پنهان میکرد.
she escaped the trap just in the nick of time.
او درست در لحظه آخر از تله فرار کرد.
the politician fell into a trap of his own making.
سیاستمدار در تلهای که خودش ساخته بود افتاد.
they laid traps for the wild animals to protect the livestock.
آنها برای محافظت از دامها برای حیوانات وحشی تله گذاشتند.
the mousetrap snapped shut, catching the rodent.
تله موشی بسته شد و جوندگان را به دام انداخت.
it's a trap! shouted the guard.
این یک تله است! نگهبان فریاد زد.
the data contained a trap for the unwary user.
دادهها شامل تلهای برای کاربر ناآگاه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید