lay in ambushes
در کمین نشستن
plan ambushes
برنامهریزی برای کمین
set up ambushes
چیدن کمین
avoid ambushes
اجتناب از کمین
prepare for ambushes
آمادهسازی برای کمین
ambush victims
قربانیان کمین
multiple ambushes
چندین کمین
the soldiers laid an ambush.
سربازان یک کمین نظامی چیدند.
they were caught in a surprise ambush.
آنها در یک کمین غافلگیرکننده گرفتار شدند.
the enemy launched several ambushes during the battle.
در طول نبرد، دشمن چندین کمین ترتیب داد.
he was skilled at planning ambushes.
او در برنامه ریزی کمین مهارت داشت.
the police were aware of the possibility of ambushes.
پولیس از احتمال وقوع کمین آگاه بودند.
ambushes are a common tactic in guerrilla warfare.
کمین یک تاکتیک رایج در جنگ چریکی است.
the hunters set up an ambush to catch the deer.
شکارچیان برای به دام انداختن گوزن یک کمین ترتیب دادند.
they fell victim to a well-planned ambush.
آنها قربانی یک کمین خوب برنامه ریزی شده شدند.
the soldiers used camouflage to avoid detection during the ambush.
سربازان برای جلوگیری از شناسایی در طول کمین از استتار استفاده کردند.
the ambush was a complete success.
کمین به طور کامل موفقیت آمیز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید