ambushes

[ایالات متحده]/ˈæmbʃəz/
[بریتانیا]/amˈbʊʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حمله ناگهانی و غیرمنتظره از یک موقعیت پنهان، به ویژه در جنگ؛ یک حمله غافلگیرکننده که توسط نیروی دشمن در یک موقعیت مخفی انجام می‌شود؛ گروهی از افراد که کمین را انجام می‌دهند؛ مکانی که در آن کمین گذاشته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

lay in ambushes

در کمین نشستن

plan ambushes

برنامه‌ریزی برای کمین

set up ambushes

چیدن کمین

avoid ambushes

اجتناب از کمین

prepare for ambushes

آماده‌سازی برای کمین

ambush victims

قربانیان کمین

multiple ambushes

چندین کمین

جملات نمونه

the soldiers laid an ambush.

سربازان یک کمین نظامی چیدند.

they were caught in a surprise ambush.

آنها در یک کمین غافلگیرکننده گرفتار شدند.

the enemy launched several ambushes during the battle.

در طول نبرد، دشمن چندین کمین ترتیب داد.

he was skilled at planning ambushes.

او در برنامه ریزی کمین مهارت داشت.

the police were aware of the possibility of ambushes.

پولیس از احتمال وقوع کمین آگاه بودند.

ambushes are a common tactic in guerrilla warfare.

کمین یک تاکتیک رایج در جنگ چریکی است.

the hunters set up an ambush to catch the deer.

شکارچیان برای به دام انداختن گوزن یک کمین ترتیب دادند.

they fell victim to a well-planned ambush.

آنها قربانی یک کمین خوب برنامه ریزی شده شدند.

the soldiers used camouflage to avoid detection during the ambush.

سربازان برای جلوگیری از شناسایی در طول کمین از استتار استفاده کردند.

the ambush was a complete success.

کمین به طور کامل موفقیت آمیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید