pitfalls

[ایالات متحده]/ˈpɪt.fɔːlz/
[بریتانیا]/ˈpɪt.fɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تله‌هایی که برای شکار حیوانات وحشی استفاده می‌شوند؛ سختی‌های غیرمنتظره یا اشتباهات رایج؛ وسوسه‌ها یا تله‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

avoid pitfalls

اجتناب از دام‌ها

identify pitfalls

تشخیص دام‌ها

overcome pitfalls

غلبه بر دام‌ها

recognize pitfalls

تشخیص دام‌ها

navigate pitfalls

عبور از دام‌ها

understand pitfalls

درک دام‌ها

learn pitfalls

یادگیری دام‌ها

explain pitfalls

توضیح دام‌ها

avoid common pitfalls

اجتناب از دام‌های رایج

spot pitfalls

تشخیص دام‌ها

جملات نمونه

be aware of the pitfalls when investing in the stock market.

هنگام سرمایه گذاری در بازار سهام، از دام ها آگاه باشید.

one of the common pitfalls of online learning is distraction.

یکی از مشکلات رایج آموزش آنلاین، حواس پرتی است.

they discussed the pitfalls of rushing into a decision.

آنها درباره خطرات تصمیم گیری عجولانه صحبت کردند.

understanding the pitfalls of budgeting can save you money.

درک کردن مشکلات بودجه بندی می تواند در هزینه های شما صرفه جویی کند.

she learned about the pitfalls of not reading the fine print.

او درباره خطرات عدم خواندن حروف ریز متوجه شد.

he warned his team about the pitfalls of groupthink.

او تیم خود را در مورد خطرات تفکر گروهی آگاه کرد.

avoiding the pitfalls of procrastination is essential for success.

اجتناب از مشکلات تعلل برای موفقیت ضروری است.

recognizing the pitfalls of overconfidence can improve decision-making.

تشخیص مشکلات اعتماد به نفس بیش از حد می تواند تصمیم گیری را بهبود بخشد.

they highlighted the pitfalls of following trends blindly.

آنها بر روی خطرات پیروی کورکورانه از روندها تاکید کردند.

learning about the pitfalls of communication can enhance relationships.

آشنایی با مشکلات ارتباطات می تواند روابط را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید