trashcan

[ایالات متحده]/ˈtræʃ.kæn/
[بریتانیا]/ˈtræʃ.kæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (عمومی) مخزن زباله; مخزن زباله

عبارات و ترکیب‌ها

empty trashcan

سطل زباله خالی

full trashcan

سطل زباله پر

overfilled trashcan

سطل زباله سرریز شده

trashcan lid

درب سطل زباله

trashcan liner

کیسه سطل زباله

recycle trashcan

سطل زباله بازیافت

kitchen trashcan

سطل زباله آشپزخانه

outdoor trashcan

سطل زباله فضای باز

small trashcan

سطل زباله کوچک

big trashcan

سطل زباله بزرگ

جملات نمونه

don't forget to take out the trashcan before the garbage truck arrives.

فراموش نکنید که قبل از رسیدن کامیون زباله‌سوز، سطل زباله را بیرون ببرید.

the trashcan in the kitchen is overflowing with waste.

سطل زباله در آشپزخانه پر از زباله است.

she opened the trashcan to throw away the old newspapers.

او سطل زباله را باز کرد تا روزنامه‌های قدیمی را دور بریزد.

make sure the trashcan has a lid to keep pests away.

مطمئن شوید که سطل زباله درپوشی دارد تا از ورود آفات جلوگیری شود.

he placed the empty soda can in the recycling trashcan.

او قوطی نوشابه خالی را در سطل زباله بازیافت قرار داد.

we need to buy a new trashcan for the bathroom.

ما باید یک سطل زباله جدید برای حمام بخریم.

the trashcan is located next to the sink.

سطل زباله در کنار روشویی قرار دارد.

it's important to keep the trashcan clean to avoid odors.

حفظ نظافت سطل زباله برای جلوگیری از بوی بد مهم است.

he accidentally knocked over the trashcan while cleaning.

او به طور تصادفی در حین نظافت سطل زباله را واژگون کرد.

they decorated the trashcan to make it more appealing.

آنها سطل زباله را تزئین کردند تا جذاب‌تر به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید