trashes

[ایالات متحده]/ˈtræʃɪz/
[بریتانیا]/ˈtræʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زباله؛ مواد زائد؛ مواد یا کارهای بی‌کیفیت؛ شخص بی‌ارزش

عبارات و ترکیب‌ها

trashes everywhere

زباله ها همه جا

trashes collection

جمع آوری زباله

trashes disposal

دور ریختن زباله

trashes bin

سطل زباله

trashes removal

حذف زباله

trashes sorting

مرتب سازی زباله

trashes cleanup

پاکسازی زباله

trashes management

مدیریت زباله

trashes recycling

بازیافت زباله

trashes overflow

سرریز زباله

جملات نمونه

he always trashes his old clothes instead of donating them.

او همیشه لباس‌های قدیمی‌اش را دور می‌ریزد به جای اینکه آن‌ها را اهدا کند.

don't trash your chances by being careless.

با بی‌احتیاطی شانس خود را دور نریزید.

the kids trashes the playground after the party.

بچه‌ها زمین بازی را بعد از مهمانی به هم می‌ریزند.

she trashes her ex-boyfriend every chance she gets.

او هر فرصتی که پیدا می‌کند، دوست پسر سابقش را تحقیر می‌کند.

he trashes everything he doesn't like.

او همه چیزهایی که دوست ندارد را دور می‌ریزد.

they trashes the environment by littering.

آن‌ها با پخش زباله محیط زیست را آلوده می‌کنند.

we need to stop trashes our planet with plastic.

ما باید از آلوده کردن سیاره‌مان با پلاستیک جلوگیری کنیم.

she trashes her old electronics instead of recycling them.

او به جای بازیافت، وسایل الکترونیکی قدیمی‌اش را دور می‌ریزد.

he often trashes his work when he feels overwhelmed.

او اغلب وقتی احساس غرق شدن می‌کند، کارش را خراب می‌کند.

trashes can attract pests if not disposed of properly.

اگر زباله‌ها به درستی دور نریزند، ممکن است حشرات و آفات را جذب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید