extreme trashinesses
زبالههای شدید
cultural trashinesses
زبالههای فرهنگی
social trashinesses
زبالههای اجتماعی
artistic trashinesses
زبالههای هنری
commercial trashinesses
زبالههای تجاری
media trashinesses
زبالههای رسانهای
personal trashinesses
زبالههای شخصی
moral trashinesses
زبالههای اخلاقی
public trashinesses
زبالههای عمومی
fashion trashinesses
زبالههای مد
the trashinesses of the reality show turned many viewers away.
فضاحتها و بیمنطقیهای برنامه تلویزیونی باعث دور شدن بسیاری از بینندگان شد.
critics highlighted the trashinesses in the film's plot.
منتقدان به بیمنطقیها و سطح پایین داستان فیلم اشاره کردند.
her wardrobe choices often reflect the trashinesses of modern fashion.
انتخابهای لباس او اغلب بازتابی از سطح پایین و بیذوقی مد امروزی است.
we should avoid the trashinesses that come with sensationalism.
ما باید از سطح پایین و بیمنطقیهایی که با سنساسیون همراه است، اجتناب کنیم.
the artist's work was criticized for its trashinesses and lack of depth.
اثر هنرمند به دلیل سطح پایین و فقدان عمق مورد انتقاد قرار گرفت.
many social media influencers promote trashinesses for quick fame.
بسیاری از اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی برای کسب شهرت سریع، سطح پایین و بیمنطقی را ترویج میکنند.
the trashinesses of the advertisement were evident to the audience.
فضاحتها و بیمنطقیهای تبلیغات برای مخاطبان آشکار بود.
some magazines thrive on the trashinesses of celebrity gossip.
برخی از مجلات از شایعات مشهور و سطح پایین و بیمنطقی آنها تغذیه میکنند.
the trashinesses of the content made it hard to take seriously.
سطح پایین و بیمنطقی محتوا باعث میشد که جدی نگرفته شود.
they criticized the trashinesses of the music video for being too explicit.
آنها سطح پایین و بیمنطقی موزیک ویدیو را به دلیل بیش از حد صریح بودن مورد انتقاد قرار دادند.
extreme trashinesses
زبالههای شدید
cultural trashinesses
زبالههای فرهنگی
social trashinesses
زبالههای اجتماعی
artistic trashinesses
زبالههای هنری
commercial trashinesses
زبالههای تجاری
media trashinesses
زبالههای رسانهای
personal trashinesses
زبالههای شخصی
moral trashinesses
زبالههای اخلاقی
public trashinesses
زبالههای عمومی
fashion trashinesses
زبالههای مد
the trashinesses of the reality show turned many viewers away.
فضاحتها و بیمنطقیهای برنامه تلویزیونی باعث دور شدن بسیاری از بینندگان شد.
critics highlighted the trashinesses in the film's plot.
منتقدان به بیمنطقیها و سطح پایین داستان فیلم اشاره کردند.
her wardrobe choices often reflect the trashinesses of modern fashion.
انتخابهای لباس او اغلب بازتابی از سطح پایین و بیذوقی مد امروزی است.
we should avoid the trashinesses that come with sensationalism.
ما باید از سطح پایین و بیمنطقیهایی که با سنساسیون همراه است، اجتناب کنیم.
the artist's work was criticized for its trashinesses and lack of depth.
اثر هنرمند به دلیل سطح پایین و فقدان عمق مورد انتقاد قرار گرفت.
many social media influencers promote trashinesses for quick fame.
بسیاری از اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی برای کسب شهرت سریع، سطح پایین و بیمنطقی را ترویج میکنند.
the trashinesses of the advertisement were evident to the audience.
فضاحتها و بیمنطقیهای تبلیغات برای مخاطبان آشکار بود.
some magazines thrive on the trashinesses of celebrity gossip.
برخی از مجلات از شایعات مشهور و سطح پایین و بیمنطقی آنها تغذیه میکنند.
the trashinesses of the content made it hard to take seriously.
سطح پایین و بیمنطقی محتوا باعث میشد که جدی نگرفته شود.
they criticized the trashinesses of the music video for being too explicit.
آنها سطح پایین و بیمنطقی موزیک ویدیو را به دلیل بیش از حد صریح بودن مورد انتقاد قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید