treadling

[ایالات متحده]/'tred(ə)l/
[بریتانیا]/'trɛdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پدال، به‌ویژه یکی که برای کار با یک ماشین استفاده می‌شود، به‌ویژه در گذشته
vt. & vi. فشار دادن روی پدال

عبارات و ترکیب‌ها

foot treadle

انگشت پا

sewing machine treadle

پدال دستگاه خیاطی

جملات نمونه

She was working the treadle of her sewing-machine.

او در حال کار با تسمه دوک ماشین خیاطی بود.

She used the treadle to operate the sewing machine.

او از تسمه برای کار کردن با ماشین خیاطی استفاده کرد.

The old sewing machine required a lot of effort to push the treadle.

ماشین خیاطی قدیمی نیاز به تلاش زیادی برای فشار دادن تسمه داشت.

The treadle of the loom moved up and down rhythmically.

تسمه دار تار با ریتم بالا و پایین حرکت می کرد.

His foot got tired from constantly pressing the treadle of the bike pump.

پای او از فشار مداوم روی تسمه پمپ دوچرخه خسته شد.

The treadle of the piano squeaked as she played a lively tune.

تسمه پیانو هنگام نواختن یک آهنگ شاد صدا می داد.

The traditional spinning wheel had a wooden treadle for the spinner to operate.

چرخ دستی سنتی دارای یک تسمه چوبی برای کار کردن چرخنده بود.

He accidentally stepped on the treadle of the sewing machine, causing the needle to break.

او به طور تصادفی روی تسمه ماشین خیاطی پا گذاشت و باعث شکستن سوزن شد.

The blacksmith used a large treadle to power his forge.

جوشکار از یک تسمه بزرگ برای روشن کردن آهنگری خود استفاده کرد.

The treadle on the pottery wheel helped the artist control the speed of the wheel.

تسمه روی چرخ سفالگری به هنرمند کمک کرد تا سرعت چرخ را کنترل کند.

She learned to balance her weight while using the treadle of the spinning wheel.

او یاد گرفت که در حین استفاده از تسمه چرخ دستی، وزن خود را متعادل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید