trencher

[ایالات متحده]/ˈtrɛn.tʃər/
[بریتانیا]/ˈtrɛn.tʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که خندق می‌کند؛ یک بشقاب چوبی؛ سرباز خندق
adj. مربوط به بشقاب‌های چوبی غذا؛ مرتبط با وعده‌های غذایی
Word Forms
جمعtrenchers

عبارات و ترکیب‌ها

food trencher

غذای ترنچر

trencher knife

چاقوی ترنچر

wooden trencher

ترنچر چوبی

trencher set

ست ترنچر

trencher style

سبک ترنچر

trencher board

صفحه ترنچر

ceramic trencher

ترنچر سرامیکی

trencher dish

ظرف ترنچر

plastic trencher

ترنچر پلاستیکی

trencher meal

وعده غذایی ترنچر

جملات نمونه

he served the soup in a wooden trencher.

او سوپ را در یک سینی چوبی سرو کرد.

the chef placed the roasted meat on a trencher.

سرآشپز گوشت کبابی را روی یک سینی قرار داد.

in medieval times, a trencher was used as a plate.

در دوران قرون وسطی، از سینی به عنوان بشقاب استفاده می‌شد.

she carved the bread on a large trencher.

او نان را روی یک سینی بزرگ برش زد.

they enjoyed a feast served on wooden trenchers.

آنها از یک جشن که روی سینی‌های چوبی سرو می‌شد لذت بردند.

a trencher can be made from various materials.

سینی را می‌توان از مواد مختلف تهیه کرد.

he used a trencher to hold the fruits during the picnic.

او از یک سینی برای نگهداری میوه‌ها در هنگام پیک نیک استفاده کرد.

trenchers were commonly used in large banquets.

سینی‌ها معمولاً در مهمانی‌های بزرگ استفاده می‌شدند.

she prefers using a trencher instead of regular plates.

او ترجیح می‌دهد به جای بشقاب‌های معمولی از سینی استفاده کند.

the historical exhibit featured ancient trenchers.

نمایشگاه تاریخی شامل سینی‌های باستانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید