trestles

[ایالات متحده]/ˈtrɛsəlz/
[بریتانیا]/ˈtrɛsəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع تکیه‌گاه؛ پشتیبانی برای میزها، داربست‌ها و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

wooden trestles

سازه های چوبی

trestles bridge

پل خرپایی

trestles table

میز خرپایی

trestles support

پشتیبانی خرپایی

trestles frame

قاب خرپایی

metal trestles

سازه های فلزی

trestles design

طراحی خرپایی

trestles construction

ساختمان خرپایی

trestles assembly

مونتاژ خرپایی

trestles legs

پایه‌های خرپایی

جملات نمونه

the carpenter used trestles to support the heavy beams.

نجار از خرپاها برای پشتیبانی از تیرهای سنگین استفاده کرد.

we set up trestles for the outdoor event.

ما برای رویداد فضای باز خرپاها را نصب کردیم.

the artist placed her canvas on the trestles.

هنرمند بوم خود را روی خرپاها قرار داد.

trestles are essential for building temporary structures.

خرپاها برای ساخت سازه‌های موقت ضروری هستند.

he painted the fence while standing on the trestles.

او در حالی که روی خرپاها ایستاده بود، نرده‌ها را رنگ کرد.

they used trestles to create a makeshift table.

آنها از خرپاها برای ساخت یک میز موقت استفاده کردند.

the construction crew set up trestles for the scaffolding.

تیم ساختمانی خرپاها را برای داربست نصب کرد.

he balanced the planks on the trestles carefully.

او با دقت تخته‌ها را روی خرپاها متعادل کرد.

using trestles can help stabilize your work area.

استفاده از خرپاها می‌تواند به تثبیت فضای کاری شما کمک کند.

the trestles provided a sturdy base for the project.

خرپاها یک پایه محکم برای پروژه فراهم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید