trogon

[ایالات متحده]/ˈtrɒɡən/
[بریتانیا]/ˈtroʊɡən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که به خاطر رنگ‌های زنده و ویژگی‌های متمایز خود شناخته می‌شود
Word Forms
جمعtrogons

عبارات و ترکیب‌ها

trogon species

گونه‌های تروگون

trogon habitat

زیستگاه تروگون

trogon behavior

رفتار تروگون

trogon call

صدای تروگون

trogon feathers

پرهای تروگون

trogon family

خانواده تروگون

trogon coloration

رنگ‌آمیزی تروگون

trogon distribution

توزیع تروگون

trogon nest

لانه تروگون

trogon observation

مشاهده تروگون

جملات نمونه

the trogon is known for its vibrant colors.

مرغ شاخص به خاطر رنگ‌های زنده خود شناخته می‌شود.

many birdwatchers are eager to spot a trogon.

بسیاری از پرنده‌نگران مشتاقند تا یک مرغ شاخص را ببینند.

trogons are found in tropical forests around the world.

مرغ‌های شاخص در جنگل‌های استوایی در سراسر جهان یافت می‌شوند.

the male trogon is often more colorful than the female.

نر مرغ شاخص اغلب از ماده آن رنگارنگ‌تر است.

some species of trogons are endangered.

برخی از گونه‌های مرغ شاخص در معرض خطر قرار دارند.

trogons are known for their unique calls.

مرغ‌های شاخص به خاطر صدای منحصر به فردشان شناخته می‌شوند.

the trogon's diet mainly consists of fruits and insects.

رژیم غذایی مرغ شاخص عمدتاً از میوه‌ها و حشرات تشکیل شده است.

photographing a trogon can be quite challenging.

عکاسی از یک مرغ شاخص می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

conservation efforts are important for the survival of the trogon.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای مرغ شاخص مهم هستند.

the trogon is a symbol of biodiversity in rainforests.

مرغ شاخص نمادی از تنوع زیستی در جنگل‌های بارانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید