trombonists

[ایالات متحده]/trɒmˈbəʊnɪst/
[بریتانیا]/trɑːmˈboʊnɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوازنده‌ای که ترومبون می‌نوازد

عبارات و ترکیب‌ها

professional trombonist

بازنواز ترومبون حرفه‌ای

jazz trombonist

بازنواز ترومبون جاز

trombonist solo

ترومبون‌زن سولو

trombonist group

گروه ترومبون‌زن‌ها

trombonist skills

مهارت‌های ترومبون‌زن

famous trombonist

بازنواز ترومبون مشهور

trombonist performance

اجرای ترومبون‌زن

trombonist career

مسیر شغلی ترومبون‌زن

trombonist ensemble

اجتماع ترومبون‌زن‌ها

trombonist techniques

تکنیک‌های ترومبون‌زن

جملات نمونه

the trombonist played a beautiful solo during the concert.

بازنوازه در طول کنسرت یک بداهه‌سازی زیبا اجرا کرد.

as a trombonist, he often collaborates with jazz bands.

همکاری او به عنوان یک بازنوازه اغلب با گروه‌های جاز است.

the trombonist joined the orchestra last year.

بازنوازه سال گذشته به ارکستر پیوست.

she has been a professional trombonist for over a decade.

او بیش از یک دهه است که یک بازنوازه حرفه‌ای است.

the trombonist's technique impressed everyone at the festival.

تکنیک بازنوازه همه را در جشنواره تحت تأثیر قرار داد.

many famous trombonists have influenced the music industry.

بسیاری از بازنوازان مشهور بر صنعت موسیقی تأثیر گذاشته‌اند.

the trombonist was featured in a popular music magazine.

بازنوازه در یک مجله موسیقی محبوب به تصویر کشیده شد.

he practices daily to improve his skills as a trombonist.

او روزانه تمرین می‌کند تا مهارت‌های خود را به عنوان یک بازنوازه بهبود بخشد.

the trombonist received a standing ovation after the performance.

بازنوازه پس از اجرا تشویق ایستاده‌ای دریافت کرد.

she dreams of becoming a renowned trombonist one day.

او رویای تبدیل شدن به یک بازنوازه مشهور را در یک روز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید