truckstop

[ایالات متحده]/ˈtrʌk.stɒp/
[بریتانیا]/ˈtrʌk.stɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ایستگاه خدمات کنار جاده یا رستوران برای رانندگان کامیون‌های بلند مسافت.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the long-haul driver stopped at a truckstop for coffee.

راننده بلند مسافت در یک مکان توقف خودروهای باری برای نوشیدن قهوه متوقف شد.

there's a great truckstop diner on route 66.

در مسیر 66 یک رستوران خوب در مکان توقف خودروهای باری وجود دارد.

we parked at the truckstop overnight.

ما در مکان توقف خودروهای باری برای یک شب پارک کردیم.

the truckstop offers showers and restrooms.

مکان توقف خودروهای باری دوش‌گرم و حمام‌های عمومی ارائه می‌دهد.

i bought snacks at the truckstop convenience store.

من در فروشگاه این مکان توقف خودروهای باری نزدیک‌های خریداری کردم.

the truckstop fuel station is always busy.

ایستگاه بنزین در مکان توقف خودروهای باری همیشه پر فعالیت است.

many truckers eat their meals at the truckstop café.

بسیاری از رانندگان خودروهای باری غذای خود را در کافه مکان توقف می‌خورند.

the truckstop has a large parking area for big rigs.

مکان توقف خودروهای باری یک فضای پارک بزرگ برای خودروهای بزرگ دارد.

we filled up our tank at the truckstop.

ما در مکان توقف خودروهای باری مخزن خود را پر کردیم.

the truckstop is located near the highway exit.

مکان توقف خودروهای باری در نزدیکی خروجی جاده قرار دارد.

some truckstops have play areas for children.

برخی از مکان‌های توقف خودروهای باری فضاهای بازی برای کودکان دارند.

the driver took a break at the truckstop rest area.

راننده در منطقه استراحت مکان توقف خودروهای باری استراحت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید