trumping

[ایالات متحده]/ˈtrʌmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrʌmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بازی کردن یک کارت برنده برای بردن یک دست؛ بازی کردن یک کارت برنده برای بردن یک دست؛ اعلام کردن یا جشن گرفتن با یک ترومپت؛ نواختن یک ترومپت؛ جعل کردن یا ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

trumping the competition

غالب آمدن بر رقابت

trumping all others

غالب آمدن بر همه دیگران

trumping expectations

غالب آمدن بر انتظارات

trumping previous records

غالب آمدن بر رکوردهای قبلی

trumping objections

غالب آمدن بر اعتراضات

trumping fears

غالب آمدن بر ترس‌ها

trumping rivals

غالب آمدن بر رقیبان

trumping challenges

غالب آمدن بر چالش‌ها

trumping doubts

غالب آمدن بر تردیدها

trumping trends

غالب آمدن بر روندها

جملات نمونه

his argument is trumping all other opinions.

استدلال او بر همه نظرات دیگر غلبه می‌کند.

she believes that honesty is trumping everything else.

او معتقد است که صداقت بر همه چیز غلبه می‌کند.

the new policy is trumping previous regulations.

سیاست جدید بر مقررات قبلی غلبه می‌کند.

in this debate, logic is trumping emotion.

در این بحث، منطق بر احساسات غلبه می‌کند.

his experience is trumping her enthusiasm.

تجربه او بر شور و اشتیاق او غلبه می‌کند.

innovation is trumping tradition in this industry.

نوآوری بر سنت در این صنعت غلبه می‌کند.

her skills are trumping her qualifications.

مهارت‌های او بر مدارک او غلبه می‌کند.

in this situation, speed is trumping accuracy.

در این وضعیت، سرعت بر دقت غلبه می‌کند.

teamwork is trumping individual effort in this project.

همکاری تیمی بر تلاش فردی در این پروژه غلبه می‌کند.

his charisma is trumping his lack of experience.

جاذبه او بر فقدان تجربه او غلبه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید