tummies

[ایالات متحده]/ˈtʌmiz/
[بریتانیا]/ˈtʌmiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم شکم

عبارات و ترکیب‌ها

happy tummies

شکم‌های شاد

full tummies

شکم‌های سیر

little tummies

شکم‌های کوچک

empty tummies

شکم‌های خالی

round tummies

شکم‌های گرد

big tummies

شکم‌های بزرگ

soft tummies

شکم‌های نرم

tiny tummies

شکم‌های ریز

growing tummies

شکم‌های در حال رشد

silly tummies

شکم‌های احمقانه

جملات نمونه

children often giggle when their tummies are full.

بچه ها اغلب اوقات وقتی شکمشان سیر است، می خندند.

after dinner, we all rubbed our tummies in satisfaction.

بعد از شام، همه ما شکم های خود را با رضایت مالش دادیم.

she felt butterflies in her tummies before the big performance.

او قبل از اجرا احساس کرد که در شکمش پروانه ها دارد.

he always complains when he has an upset tummy.

او همیشه شکایت می کند وقتی که معده‌اش ناراحت است.

they laughed as they tickled each other's tummies.

آنها در حالی که شکم یکدیگر را می خنداندند، می خندیدند.

my dog loves to have his tummy scratched.

سگ من عاشق این است که شکمش نوازش شود.

she bought a new dress that fits her tummies perfectly.

او یک لباس جدید خرید که به طور کامل به شکم او می خورد.

he often feels a rumble in his tummies after eating too quickly.

او اغلب بعد از خوردن خیلی سریع، احساس می کند که در شکمش غرغر می کند.

the baby giggled as i blew raspberries on her tummies.

بچه در حالی که من به شکمش هاویه می دادم، می خندید.

we all have different feelings in our tummies when we are nervous.

ما همه احساسات مختلفی در شکم خود داریم وقتی که عصبی هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید