happy tummies
شکمهای شاد
full tummies
شکمهای سیر
little tummies
شکمهای کوچک
empty tummies
شکمهای خالی
round tummies
شکمهای گرد
big tummies
شکمهای بزرگ
soft tummies
شکمهای نرم
tiny tummies
شکمهای ریز
growing tummies
شکمهای در حال رشد
silly tummies
شکمهای احمقانه
children often giggle when their tummies are full.
بچه ها اغلب اوقات وقتی شکمشان سیر است، می خندند.
after dinner, we all rubbed our tummies in satisfaction.
بعد از شام، همه ما شکم های خود را با رضایت مالش دادیم.
she felt butterflies in her tummies before the big performance.
او قبل از اجرا احساس کرد که در شکمش پروانه ها دارد.
he always complains when he has an upset tummy.
او همیشه شکایت می کند وقتی که معدهاش ناراحت است.
they laughed as they tickled each other's tummies.
آنها در حالی که شکم یکدیگر را می خنداندند، می خندیدند.
my dog loves to have his tummy scratched.
سگ من عاشق این است که شکمش نوازش شود.
she bought a new dress that fits her tummies perfectly.
او یک لباس جدید خرید که به طور کامل به شکم او می خورد.
he often feels a rumble in his tummies after eating too quickly.
او اغلب بعد از خوردن خیلی سریع، احساس می کند که در شکمش غرغر می کند.
the baby giggled as i blew raspberries on her tummies.
بچه در حالی که من به شکمش هاویه می دادم، می خندید.
we all have different feelings in our tummies when we are nervous.
ما همه احساسات مختلفی در شکم خود داریم وقتی که عصبی هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید