tumults

[ایالات متحده]/ˈtjuːmʌlts/
[بریتانیا]/ˈtuːmʌlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سر و صداهای مزاحم یا جنجال‌ها؛ سر و صدای آشفته یا غوغا؛ حالت آشفتگی یا بی نظمی

عبارات و ترکیب‌ها

social tumults

جنبش‌های اجتماعی

political tumults

جنبش‌های سیاسی

emotional tumults

جنبش‌های احساسی

internal tumults

جنبش‌های داخلی

public tumults

جنبش‌های عمومی

tumults arise

جنبش‌ها آغاز می‌شوند

tumults ensue

جنبش‌ها ادامه می‌یابند

tumults erupt

جنبش‌ها فوران می‌کنند

tumults subside

جنبش‌ها فروکش می‌کنند

tumults occur

جنبش‌ها رخ می‌دهند

جملات نمونه

in the midst of the tumult, she found her voice.

در میانه آشفتگی، او صدای خود را پیدا کرد.

the city was filled with tumult during the festival.

شهر در طول جشنواره با آشفتگی پر شده بود.

he remained calm despite the tumult around him.

او با وجود آشفتگی اطرافش، آرامش خود را حفظ کرد.

the tumult of the crowd was overwhelming.

آشفتگی جمعیت طاقت‌فرسا بود.

after the tumult, peace was finally restored.

پس از آشفتگی، صلح سرانجام بازگشت.

they tried to navigate through the tumult of emotions.

آنها سعی کردند از میان آشفتگی احساسات عبور کنند.

the tumult of the waves echoed in the distance.

آشفتگی امواج در دوردست طنین انداز بود.

she felt lost in the tumult of her thoughts.

او احساس کرد در میان آشفتگی افکارش گم شده است.

the political tumult affected everyone in the country.

آشفتگی سیاسی بر همه افراد کشور تأثیر گذاشت.

amid the tumult, he made a surprising announcement.

در میان آشفتگی، او اعلامیه‌ای غیرمنتظره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید