tungs

[ایالات متحده]/tʌŋz/
[بریتانیا]/tʌŋz/

ترجمه

n. چوب یا درخت درخت تنگ; (تنگ) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

tungs of steel

پیوند فولادی

tungs and bolts

پیوند و پیچ

tungs in place

پیوند در جای خود

tungs for support

پیوند برای پشتیبانی

tungs of wood

پیوند چوبی

tungs on display

پیوند در نمایش

tungs for assembly

پیوند برای مونتاژ

tungs and screws

پیوند و پیچ

tungs for fastening

پیوند برای بستن

جملات نمونه

she has a great sense of tungs.

او حس قوی‌ای نسبت به غریزه دارد.

he used his tungs to navigate the situation.

او از غریزه‌اش برای عبور از این وضعیت استفاده کرد.

trust your tungs when making decisions.

وقتی تصمیم می‌گیرید به غریزه خود اعتماد کنید.

her tungs told her to take the job.

غریزه‌اش به او گفت که این شغل را قبول کند.

sometimes you just have to follow your tungs.

گاهی اوقات فقط باید از غریزه خود پیروی کنید.

his tungs were right about the outcome.

غریزه‌اش در مورد نتیجه درست بود.

she relied on her tungs during the negotiation.

او در طول مذاکره به غریزه‌اش تکیه کرد.

having good tungs can be beneficial in business.

داشتن غریزه خوب می‌تواند در کسب و کار مفید باشد.

her tungs guided her through tough times.

غریزه‌اش او را در دوران سخت هدایت کرد.

he often second-guessed his tungs.

او اغلب اوقات غریزه‌اش را زیر سوال می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید