turbulency

[ایالات متحده]/ˈtɜːbjʊlənsi/
[بریتانیا]/ˈtɜrbyələntsi/

ترجمه

n. حرکت خشن یا ناپایدار؛ اختلال یا بی نظمی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

market turbulency

آشفتگی بازار

financial turbulency

آشفتگی مالی

political turbulency

آشفتگی سیاسی

economic turbulency

آشفتگی اقتصادی

turbulency index

شاخص آشفتگی

turbulency analysis

تجزیه و تحلیل آشفتگی

turbulency effects

اثرات آشفتگی

turbulency forecast

پیش‌بینی آشفتگی

turbulency control

کنترل آشفتگی

turbulency trends

روندهای آشفتگی

جملات نمونه

the plane experienced severe turbulency during the flight.

هواپیما در طول پرواز دچار تلاطم شدید شد.

the turbulency in the market caused many investors to panic.

تلاطم در بازار باعث وحشت بسیاری از سرمایه گذاران شد.

she remained calm despite the turbulency of the situation.

او با وجود تلاطم اوضاع آرامش خود را حفظ کرد.

the captain warned passengers about potential turbulency ahead.

کاپیتان مسافران را در مورد احتمال تلاطم پیش رو آگاه کرد.

understanding turbulency is crucial for pilots.

درک تلاطم برای خلبانان بسیار مهم است.

there was a lot of turbulency during the economic transition.

در طول گذار اقتصادی تلاطم زیادی وجود داشت.

he studied the effects of turbulency on aircraft performance.

او اثرات تلاطم بر عملکرد هواپیما را مطالعه کرد.

the ocean's turbulency can affect small boats significantly.

تلاطم اقیانوس می تواند به طور قابل توجهی بر قایق های کوچک تأثیر بگذارد.

they tried to navigate through the turbulency of their relationship.

آنها سعی کردند از تلاطم رابطه خود عبور کنند.

turbulency in the political climate can lead to unrest.

تلاطم در فضای سیاسی می تواند منجر به ناآرامی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید