turpentine

[ایالات متحده]/'tɜːp(ə)ntaɪn/
[بریتانیا]/'tɝpən'taɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روغن به دست آمده از درختان کاج، صمغ به دست آمده از درختان کاج
v. استفاده از تربنتین، جمع آوری صمغ از درختان کاج
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

turpentine oil

روغن تربنتین

جملات نمونه

The artist used turpentine to clean the paintbrushes.

هنرمند از تربنتین برای تمیز کردن قلم‌موها استفاده کرد.

Turpentine is often used as a solvent in painting and varnishing.

تربنتین اغلب به عنوان یک حلال در نقاشی و لاک‌گذاری استفاده می‌شود.

Be careful when using turpentine as it can be toxic if ingested.

هنگام استفاده از تربنتین مراقب باشید، زیرا در صورت بلعیدن ممکن است سمی باشد.

The strong odor of turpentine filled the room.

بوی تند تربنتین اتاق را پر کرد.

Some people use turpentine as a natural remedy for certain ailments.

برخی افراد از تربنتین به عنوان یک درمان طبیعی برای برخی از بیماری‌ها استفاده می‌کنند.

Turpentine can be a fire hazard due to its flammability.

تربنتین به دلیل قابلیت اشتعال می‌تواند خطر آتش‌سوزی باشد.

The turpentine spilled on the floor needed to be cleaned up immediately.

تربنتینی که روی زمین ریخته بود باید فوراً تمیز می‌شد.

The turpentine-soaked rag was used to remove the stubborn paint stains.

پارچه آغشته به تربنتین برای از بین بردن لکه‌های سرسخت رنگ استفاده شد.

Artists often use turpentine to thin oil paints for a smoother application.

هنرمندان اغلب از تربنتین برای رقیق کردن رنگ‌های روغنی برای استفاده روان‌تر استفاده می‌کنند.

Turpentine has been used for centuries for its solvent properties in various industries.

تربنتین به مدت قرن‌ها به دلیل خواص حلال آن در صنایع مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.

نمونه‌های واقعی

They would make turpentine from tar and get the black, sticky tar on the heels of their feet.

آنها ترپنتین را از قطران می‌ساختند و قطران سیاه و چسبناکی روی پاشنه‌های پایشان می‌گرفتند.

منبع: VOA Special English - Vocabulary Lore

The fruit is sometimes described as smelling like an open-air waste treatment center or turpentine when ready to eat.

این میوه گاهی اوقات به گونه‌ای توصیف می‌شود که بوی یک مرکز تصفیه فاضلاب روباز یا ترپنتین می‌دهد وقتی که آماده خوردن است.

منبع: VOA Special February 2019 Collection

Smells like turpentine. - A little bit. - Ugh.

بوی ترپنتین می‌دهد. - کمی. - اه.

منبع: Buzzfeed Women's Fashion Talk

Carbon fiber, amber, turpentine, or dragon's blood?

فیبر کربن، کهربا، ترپنتین یا خون اژدها؟

منبع: CNN 10 Student English August 2017 Collection

The air smelled of paint, turpentine, and stale cigarette smoke.

هوا بوی رنگ، ترپنتین و دود سیگار کهنه می‌داد.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

North Carolina, pitch, tar, and turpentine.

کارولینای شمالی، قیر، قطران و ترپنتین.

منبع: American history

She brought with her the faint scents of cigarettes and turpentine.

او عطر ملایم سیگار و ترپنتین را با خود داشت.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

The room smelled of smoke and turpentine and, faintly, of perfume.

اتاق بوی دود و ترپنتین می‌داد و به طور ملایمی بوی عطر نیز به مشام می‌رسید.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

This could include cinnamon, pepper, turpentine, roast copper, and powdered viper flesh.

این می‌تواند شامل دارچین، فلفل، ترپنتین، مس کبابی و گوشت مار پودری باشد.

منبع: TED-Ed (video version)

Printers used black ink made of a mixture of lamp soot, turpentine, and walnut oil.

چاپگرها از جوهر سیاه که ترکیبی از خاکستر چراغ، ترپنتین و روغن گردو بود، استفاده می‌کردند.

منبع: TED-Ed (video version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید