tussahs

[ایالات متحده]/ˈtʌsəz/
[بریتانیا]/ˈtʌsəz/

ترجمه

n. پوسته پارچه‌ای که توسط انواع خاصی از کنه‌ها، به ویژه گونه‌های Antheraea تولید می‌شود، معمولاً به رنگ قهوه‌ای؛ کنه‌ای که پوسته توسه را تولید می‌کند؛ پارچه یا بافتی که از پوسته توسه ساخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

tussah silk

شتری

tussah fabric

پارچه شتری

raw tussahs

شتری‌های خام

tussah threads

سیمکشی شتری

tussah yarn

سیم شتری

tussah cloth

بُر شتری

woven tussahs

شتری‌های بافته شده

tussah material

مواد شتری

dyed tussahs

شتری‌های رنگ شده

tussah textile

مصنوعات شتری

جملات نمونه

the designer used luxurious tussah silk to create an elegant evening gown.

طراح از الیاف گران‌قیمت توسا سیلک برای ساخت یک پوشاک زیبا برای شب استفاده کرد.

tussah fabric has a natural golden hue that requires no dyeing.

الیاف توسا دارای رنگ طلایی طبیعی است که نیازی به رنگ‌گذاری ندارد.

many traditional indian sarees are woven from wild tussah fibers.

بسیاری از ساری‌های سنتی هند از الیاف توسا جنگلی بافته می‌شوند.

the boutique specializes in handcrafted tussah scarves and shawls.

این فروشگاه در تولید شال‌ها و کش‌های توسا دست ساز متخصص است.

tussah production supports rural communities in assam and china.

تولید توسا به جوامع روستایی در اسام و چین کمک می‌کند.

she prefers tussah garments for their breathability and durability.

او از پوشاک‌های توسا به دلیل تنفس‌پذیری و مقاومت آن‌ها ترجیح می‌دهد.

the museum displayed ancient tussah textiles dating back to the tang dynasty.

موزه بافت‌های قدیمی توسا را که به دوران دودمان تانگ مربوط می‌شود نمایش داد.

tussah weaving techniques have been passed down through generations.

فنون بافت توسا از نسل به نسل منتقل شده است.

natural tussah fiber is stronger and more textured than cultivated silk.

الیاف طبیعی توسا مقاوم‌تر و با بافت بیشتری نسبت به الیاف سیلک فرآوری شده دارد.

the artisan carefully hand-dyed the tussah cloth with natural indigo.

هندس‌کار با دقت بافت توسا را با رنگ آبی طبیعی دستی رنگ‌گذاری کرد.

sustainable fashion brands increasingly incorporate tussah materials into their collections.

برندهای مد پایدار به طور فزاینده‌ای مواد توسا را در جمع‌آوری‌های خود ادغام می‌کنند.

tussah yarn creates a unique, slightly rough texture in knitted items.

سیم توسا بافتی منحصر به فرد و کمی خشن در محصولات پیچیده ایجاد می‌کند.

the delicate tussah drapes beautifully for formal wear.

توسا نرم به طور زیبایی برای لباس‌های رسمی پرچم می‌کشد.

eco-conscious consumers appreciate tussah's minimal environmental impact.

مصرف‌کنندگان آگاه به محیط زیست اثر محیط زیستی کم توسا را قدر دانسته‌اند.

traditional tussah production methods preserve cultural heritage and craftsmanship.

روش‌های سنتی تولید توسا به حفظ میراث فرهنگی و هنرگری می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید