a solitary ancient in a tweed jacket.
یک فرد باستانی منزوی با کت پشمدوزی
a hairy tweed coat and skirt.
یک کت و دامن پشمدار
a grey herringbone tweed jacket.
یک ژاکت تودوزی زیگبک خاکستری.
although the film's a bit twee, it's watchable.
اگرچه فیلم کمی شیرین است، قابل تماشا است.
He wore a tweed sports jacket.
او یک ژاکت ورزشی تدی پوشید.
She has a rather twee manner that I find irritating.
او رفتاری دارد که من آن را آزاردهنده می یابم.
Fantasy yarns mixed to flat ones, never very thick, with different aspect: boucle, jaspe, vrille, hairy, felted, tweed, but never exaggerated.
نخهای فانتزی با نخهای صاف مخلوط شدهاند، هرگز خیلی ضخیم نیستند، با جنبههای مختلف: بکل، ژاسپ، ورایل، پوشیده از مو، فیلت شده، توید، اما اغراقآمیز نیست.
As twee as they are numerous, they truss reactionary class politics in sentimental plots to flog to suggestible foreigners.
با وجود اینکه به طرز بامحهرانهای زیاد هستند، سیاستهای طبقاتی متعصبانه را در طرحهای احساساتی بستهبندی میکنند تا به خارجیهای آسانفریب بفروشند.
منبع: Selected English short passagesI look at them with a distant, analytical eye, noting how small everything looks, how tired, how twee.
من به آنها با چشمي دور و تحليلي نگاه ميكنم و يادداشت ميكنم كه همه چيز چقدر كوچك، خسته و بامحهرانه است.
منبع: After You (Me Before You #2)Your columnist, who long deemed gardening a twee waste of time, advances this argument with a convert's zeal.
نویسنده ستون شما، که مدتی طولانی باغبانی را اتلاف وقت بامحهرانه میدانست، این استدلال را با شور و شوق یک پیروزمند پیش میبرد.
منبع: The Economist (Summary)But life is, as twee as it is, as quant as it is a sentiment, life is the great art, isn't it?
اما زندگی، با وجود اینکه به طرز بامحهرانهای است، و به اندازه احساسات، زندگی هنر بزرگ است، اینطور نیست؟
منبع: Actor Dialogueلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید