tykes

[ایالات متحده]/taɪks/
[بریتانیا]/taɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بچه‌ها (جمع tyke)؛ سگ‌های وحشی (استفاده بریتانیایی)؛ روستایی‌ها؛ افراد بی‌ادب

عبارات و ترکیب‌ها

little tykes

کودکان کوچک

tykes at play

کودکانی در حال بازی

happy tykes

کودکانان شاد

tykes in trouble

کودکانی در مشکل

curious tykes

کودکانان کنجکاو

tykes on bikes

کودکانی بر روی دوچرخه

playful tykes

کودکانان بازیگوش

tykes and toys

کودکان و اسباب بازی

tykes in school

کودکان در مدرسه

silly tykes

کودکانان احمق

جملات نمونه

those little tykes are always full of energy.

آن بچه‌های کوچک همیشه پر از انرژی هستند.

the tykes enjoyed playing in the park all afternoon.

آن بچه‌ها در طول بعد از ظهر از بازی در پارک لذت بردند.

it's amazing how quickly those tykes learn new things.

بسیار شگفت انگیز است که آن بچه‌ها چقدر سریع چیزهای جدید یاد می‌گیرند.

we took the tykes to the zoo for a fun day out.

ما آن بچه‌ها را به منظور یک تفریح ​​جذاب به باغ وحش بردیم.

the teacher praised the tykes for their creativity.

معلم از آن‌ها به خاطر خلاقیتشان تمجید کرد.

these tykes have such vivid imaginations.

آن بچه‌ها تصورات بسیار زنده‌ای دارند.

we often hear the laughter of the tykes playing outside.

ما اغلب صدای خنده بچه‌ها را می‌شنویم که بیرون بازی می‌کنند.

the tykes were excited about the upcoming birthday party.

آن بچه‌ها برای مهمانی تولد آینده هیجان‌زده بودند.

those tykes can be quite mischievous at times!

آن بچه‌ها گاهی اوقات می‌توانند بسیار شیطنت‌آمیز باشند!

we love watching the tykes interact with each other.

ما عاشق تماشای تعامل آن بچه‌ها با یکدیگر هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید