tympanist

[ایالات متحده]/ˈtɪmpənɪst/
[بریتانیا]/ˈtɪmpənɪst/

ترجمه

n. درام‌زن در یک ارکستر؛ نوازنده ضرب در موسیقی ارکسترال
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

expert tympanist

تِمپانی‌زن ماهر

famous tympanist

تِمپانی‌زن مشهور

talented tympanist

تِمپانی‌زن با استعداد

professional tympanist

تِمپانی‌زن حرفه‌ای

young tympanist

تِمپانی‌زن جوان

skilled tympanist

تِمپانی‌زن ماهر

renowned tympanist

تِمپانی‌زن مشهور

seasoned tympanist

تِمپانی‌زن با تجربه

local tympanist

تِمپانی‌زن محلی

accomplished tympanist

تِمپانی‌زن موفق

جملات نمونه

the tympanist played beautifully during the concert.

بازنواز طبل در طول کنسرت به زیبایی نواخت.

many orchestras feature a skilled tympanist.

بسیاری از ارکسترها دارای یک نوازنده طبل ماهر هستند.

the tympanist's solo was the highlight of the performance.

قطعه تک‌نوازی نوازنده طبل، اوج اجرای برنامه بود.

she trained for years to become a professional tympanist.

او سال‌ها برای تبدیل شدن به یک نوازنده طبل حرفه‌ای تمرین کرد.

the tympanist must maintain perfect rhythm.

نوازنده طبل باید ریتم کامل را حفظ کند.

during the rehearsal, the tympanist adjusted his technique.

در طول تمرین، نوازنده طبل تکنیک خود را تنظیم کرد.

the role of the tympanist is crucial in orchestral music.

نقش نوازنده طبل در موسیقی ارکسترال بسیار مهم است.

he is known as the best tympanist in the region.

او به عنوان بهترین نوازنده طبل در منطقه شناخته می شود.

the tympanist often collaborates with other percussionists.

نوازنده طبل اغلب با سایر نوازندگان کوبه‌ای همکاری می‌کند.

listening to the tympanist added depth to the symphony.

گوش دادن به نوازنده طبل عمق بیشتری به سمفونی بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید