uncredentialed

[ایالات متحده]/ˌʌnkrɪˈdenʃəld/
[بریتانیا]/ˌʌnkrɪˈdenʃəld/

ترجمه

adj. جدی نبودن (adj. jadi nabudan)

جملات نمونه

the uncredentialed practitioner was shut down by authorities.

متخصص فاقد مدارک توسط مقامات بسته شد.

many uncredentialed advisors operate in the financial sector.

مشاوران فاقد مدارک زیادی در بخش مالی فعالیت می‌کنند.

she hired an uncredentialed contractor to save money.

او برای صرفه‌جویی در هزینه یک پیمانکار فاقد مدارک استخدام کرد.

uncredentialed therapists can pose serious risks to patients.

مشاوران درمان فاقد مدارک می‌توانند خطرات جدی برای بیماران ایجاد کنند.

the clinic employed uncredentialed medical staff.

کلینیک از کارکنان پزشکی فاقد مدارک استفاده کرد.

he was fined for practicing as an uncredentialed lawyer.

او به دلیل فعالیت به عنوان یک وکیل فاقد مدارک جریمه شد.

uncredentialed influencers spread misinformation online.

تاثیرگذاران فاقد مدارک اطلاعات نادرست را به صورت آنلاین منتشر می‌کنند.

the company used uncredentialed inspectors for quality control.

شرکت از بازرسان فاقد مدارک برای کنترل کیفیت استفاده کرد.

uncredentialed trainers in gyms can cause injuries.

مربیان فاقد مدارک در باشگاه‌های ورزشی می‌توانند باعث آسیب شوند.

they discovered the consultant was completely uncredentialed.

آنها متوجه شدند که مشاور کاملاً فاقد مدارک است.

uncredentialed daycare providers endanger children's safety.

ارائه‌دهندگان خدمات نگهداری از کودکان فاقد مدارک، ایمنی کودکان را به خطر می‌اندازند.

the industry faces criticism for allowing uncredentialed operators.

صنعت به دلیل اجازه دادن به اپراتورهای فاقد مدارک مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید