undercapitalizes

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈkæpɪtəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈkæpɪtəlaɪz/

ترجمه

v. سرمایه ناکافی در ... سرمایه‌گذاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

undercapitalizes on growth

از رشد استفاده نکردن

undercapitalizes small businesses

عدم سرمایه‌گذاری کافی در کسب‌وکارهای کوچک

undercapitalizes new ventures

عدم سرمایه‌گذاری کافی در کسب‌وکارهای جدید

undercapitalizes potential

عدم استفاده از ظرفیت‌ها

undercapitalizes on opportunities

عدم استفاده از فرصت‌ها

undercapitalizes market share

عدم سرمایه‌گذاری در سهم بازار

undercapitalizes startups

عدم سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌ها

undercapitalizes innovation

عدم سرمایه‌گذاری در نوآوری

undercapitalizes resources

عدم سرمایه‌گذاری در منابع

undercapitalizes talent

عدم سرمایه‌گذاری در استعدادها

جملات نمونه

the startup often undercapitalizes its projects, leading to missed opportunities.

شرکت‌های نوپا اغلب سرمایه‌گذاری کافی برای پروژه‌های خود انجام نمی‌دهند که منجر به از دست دادن فرصت‌ها می‌شود.

when a company undercapitalizes, it risks not being able to compete effectively.

زمانی که یک شرکت دچار کمبود سرمایه می‌شود، خطر ناتوانی در رقابت موثر را به همراه دارد.

undercapitalizes businesses may struggle to secure additional funding.

شرکت‌هایی که دچار کمبود سرمایه هستند ممکن است برای تامین مالی بیشتر تلاش کنند.

if a firm undercapitalizes, it might face challenges in scaling operations.

اگر یک شرکت دچار کمبود سرمایه شود، ممکن است با چالش‌هایی در مقیاس‌بندی عملیات مواجه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید