undercompensation

[ایالات متحده]/ˌʌndəˌkɒmpənˈseɪʃən/
[بریتانیا]/ˌʌndərˌkɑːmpənˈseɪʃən/

ترجمه

n. جبران ناکافی؛ کمبود در جبران

عبارات و ترکیب‌ها

undercompensation risk

ریسک جبران ناکافی

undercompensation issue

مشکل جبران ناکافی

undercompensation analysis

تحلیل جبران ناکافی

undercompensation effect

اثر جبران ناکافی

undercompensation claim

ادعای جبران ناکافی

undercompensation strategy

استراتژی جبران ناکافی

undercompensation factor

عامل جبران ناکافی

undercompensation problem

مشکل جبران ناکافی

undercompensation policy

سیاست جبران ناکافی

undercompensation evaluation

ارزیابی جبران ناکافی

جملات نمونه

undercompensation can lead to low employee morale.

کم‌پردازی می‌تواند منجر به کاهش روحیه کارمندان شود.

the company faced criticism for undercompensation of its workers.

شرکت با انتقاد در مورد کم‌پردازی به کارگران خود روبرو شد.

undercompensation is often a reason for high turnover rates.

کم‌پردازی اغلب دلیل نرخ بالای گردش کارکنان است.

many employees feel undercompensation is unfair.

بسیاری از کارمندان احساس می‌کنند کم‌پردازی غیرمنصفانه است.

addressing undercompensation is crucial for retention.

رسیدگی به کم‌پردازی برای حفظ کارکنان بسیار مهم است.

undercompensation can affect a company's reputation.

کم‌پردازی می‌تواند بر شهرت یک شرکت تأثیر بگذارد.

they conducted a survey to assess undercompensation issues.

آنها یک نظرسنجی برای ارزیابی مشکلات کم‌پردازی انجام دادند.

undercompensation can result in decreased productivity.

کم‌پردازی می‌تواند منجر به کاهش بهره‌وری شود.

management is reviewing policies to address undercompensation.

مدیریت سیاست‌ها را برای رسیدگی به کم‌پردازی بررسی می‌کند.

undercompensation often leads to employee dissatisfaction.

کم‌پردازی اغلب منجر به نارضایتی کارکنان می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید