underseas

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈsiːz/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈsiːz/

ترجمه

adv. در زیر سطح دریا; در یا زیر دریا

عبارات و ترکیب‌ها

underseas exploration

کاوش‌های زیردریایی

underseas cable

کابل زیردریایی

underseas mining

گودبرداری زیردریایی

underseas habitat

زیستگاه زیردریایی

underseas archaeology

باستان‌شناسی زیردریایی

underseas technology

فناوری زیردریایی

underseas research

تحقیقات زیردریایی

underseas tourism

گردشگری زیردریایی

underseas ecosystems

زیست‌بوم‌های زیردریایی

underseas structures

ساختارهای زیردریایی

جملات نمونه

many species of fish thrive underseas.

بسیاری از گونه‌های ماهی در زیر دریاها به خوبی رشد می‌کنند.

underseas exploration has revealed new ecosystems.

اکتشافات زیر دریاها اکوسیستم‌های جدیدی را آشکار کرده است.

we discovered ancient artifacts underseas.

ما آثار باستانی را در زیر دریاها کشف کردیم.

underseas currents can affect weather patterns.

جریانات زیر دریاها می‌توانند بر الگوهای آب و هوا تأثیر بگذارند.

marine biologists study life underseas.

زیست‌شناسان دریایی زندگی در زیر دریاها را مطالعه می‌کنند.

underseas cables connect continents for communication.

کابل‌های زیر دریاها قاره‌ها را برای ارتباط برقرار می‌کنند.

underseas volcanoes can create new islands.

آتشفشان‌های زیر دریاها می‌توانند جزایر جدیدی ایجاد کنند.

many mysteries remain underseas waiting to be uncovered.

بسیاری از اسرار در زیر دریاها منتظر کشف شدن هستند.

underseas tourism is becoming increasingly popular.

گردشگری زیر دریاها به طور فزاینده‌ای محبوب در حال تبدیل شدن است.

scientists are monitoring changes underseas due to climate change.

دانشمندان تغییرات زیر دریاها را به دلیل تغییرات آب و هوایی رصد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید