underwhelmingly

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈwelmɪŋli/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈwelmɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نتواند تحت تاثیر قرار دهد یا انتظارات را برآورده کند؛ نا‌خورا کننده

عبارات و ترکیب‌ها

underwhelmingly bad

Persian_translation

جملات نمونه

the new restaurant opened underwhelmingly, with only a handful of customers in its first week.

رستوران جدید با استقبال کم‌رمق باز شد و در هفته اول فقط چند مشتری داشت.

the blockbuster movie performed underwhelmingly at the box office, earning just half of what analysts predicted.

فیلم پرفروش در گیشه عملکرد ضعیفی داشت و تنها نصف آنچه تحلیلگران پیش‌بینی کرده بودند را به دست آورد.

the political candidate's campaign launched underwhelmingly, struggling to generate public enthusiasm.

کمپین نامزد سیاسی با استقبال کم‌رمق آغاز شد و برای ایجاد شور و اشتیاق عمومی دچار مشکل شد.

the smartphone's product launch went underwhelmingly, with pre-orders falling significantly below expectations.

معرفی گوشی هوشمند با استقبال کم‌رمق همراه بود و پیش‌سفارش‌ها به طور قابل توجهی کمتر از حد انتظار بود.

the championship team played underwhelmingly throughout the season, failing to meet their usual high standards.

تیم قهرمان در طول فصل با عملکرد ضعیفی بازی کرد و نتوانست به استانداردهای معمول خود پایبند باشد.

the ceo's keynote speech was received underwhelmingly by shareholders, who had hoped for more concrete plans.

سخنرانی کلیدی مدیرعامل با استقبال کم‌رمق سهامداران مواجه شد که امیدوار بودند برنامه‌های مشخص‌تری ارائه شود.

the highly anticipated book release came out underwhelmingly, with surprisingly weak initial sales figures.

انتشار کتاب بسیار مورد انتظار با استقبال کم‌رمق همراه بود و آمار فروش اولیه به طرز عجیبی ضعیف بود.

the famous band's reunion tour began underwhelmingly, with many venues reporting significant empty seats.

تور بازگشت گروه معروف با استقبال کم‌رمق آغاز شد و بسیاری از مکان‌ها گزارش کردند که صندلی‌های زیادی خالی است.

the technology company's quarterly earnings report was underwhelmingly, showing only marginal growth despite high expectations.

گزارش درآمد سه ماهه شرکت فناوری با استقبال کم‌رمق همراه بود و با وجود انتظارات بالا، تنها رشد حاشیه‌ای نشان داد.

the architectural firm's presentation to the city council went underwhelmingly, with council members raising numerous concerns.

ارائه معماری شرکت به شورای شهر با استقبال کم‌رمق همراه بود و اعضای شورای شهر نگرانی‌های متعددی را مطرح کردند.

the weather forecast for the major outdoor event turned out underwhelmingly, with no dramatic storms materializing as predicted.

پیش‌بینی هواشناسی برای رویداد بزرگ فضای باز با استقبال کم‌رمق همراه بود و طوفان‌های چشمگیری که پیش‌بینی شده بود، رخ نداد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید